تبليغاتX
آفتاب پرده نشین

          لينكدوني دو         

          لينكدوني يك         

                  

آنشــب از دیــو مرا دردی بود

که همی داد ز دل بر می خــاست

شب سرما در برف

شب یلــدای بلند

شعله ها ناپیدا

چوب مشکل می سوخت

یک صدا می آمد

آن صدا ،خش خش باد

خیزش دود سیاه

در هجوم فریاد

طفــلکی در دل دود

گریه می کرد بلند

دردی از بی پدری

دردی از خشکیِ بند

سرد بود و سنگین

برف شبهای دراز

 ابر بود و بوران

باد بود و غــرّش

دیو هم می غـّـرید

 

راد مردی بر خاست

تا براند شبها

از پی پنجره ها دیو درد و غمها

صبحگاهی خورشید وقـــتِ پیکارش بود

با همه ابر سیاه

با همه سردی و سوز

آب شد تا که کُند آب این یخها را

باد می ساییدش تا بساید سرما

من و تو می دیدیم

حیف، کودک بودیم

پیش دیوِ سرما خیلی اندک بودیم

دیوها را کشتند

برفها آب شدند

سبزه ها روییدند

شد بهاران پیدا

عده ای می دیدند همه را تا اینجا

سر بزیر کرسی حرفشان حول ولا

جامه ها پیچیدند

دستها مالیدند

تا که طی شد سرما

قاطی جمله شدند

بانی قصه شدند

 

باز دیو مجروح ،سر بر آورد زچاه

باز آتش بارید ،از دل ضجه و آه

آزمونی سنگین

با همه ددصفتان

احمقان تاریخ

راندگان از بستان

 

جان شیرین دادیم

یار دیرین دادیم

برگها بُرد خزان

عده ای می دیدند، دستها مالیدند

لرزلرزان چون بید

فلسفه می چیدند

گاه با اینوَر و گاه،باددان خندیدند

 

نوجوانان کشتند ،دیو را بار دگر

 

باز هم مالیدند دست بر سینه دست

در پناه خورشید روزها طی میگشت

دشمنان چرخیدند

گاه هم ناله کنان دود و آتش کردند

تا ز غم افتادند

گم شدند از میدان ، شاکی از سیلی سرد

عقده ها در دلشان

لرزه در منزلشان

دست ما بالارفت

            دست ما بالا رفت

....

قلب چوبین روزی طعمه مور شود

یا چو خاکستر سرد از میان دور شود

ظرفی از جنس سحر ،باید این شبها را

جامی از باده عشق،می برد غمها را

تا سحر راهی نیست

تا سحر راهی نیست

 

صبح ما نورانیست

+ نوشته شده توسط بهرامی در جمعه 9 بهمن1388 و ساعت 9:55 قبل از ظهر |
 

شامل : زندگینامه و رساله 10 تن از مراجع : 1- آیت الله العظمی سیستانی 2- آیت الله العظمی تبریزی (ره)

3 - آیت الله العظمی بهجت (ره  )4- آیت الله العظمی خامنه ای 5- آیت الله العظمی سید صادق شیرازی

 6- آیت الله العظمی صافی گلپایگانی 7- آیت الله العظمی مکارم شیرازی 8- آیت الله العظمی نوری همدانی

9 - آیت الله العظمی مظاهری 10- آیت الله العظمی موسوی اردبیلی می باشد.

 

 دریافت نرم افزار رساله 10 مرجع

 

+ نوشته شده توسط بهرامی در چهارشنبه 23 دی1388 و ساعت 2:18 بعد از ظهر |

« بسم الله الرَّحمن الرَّحيم »


 

    يهود به دلايل بسيار زيادى از جمله موارد زير هميشه مورد تنفر ملت‌ها بوده و هست:


1- کشتن عيسى مسيح(ع) (به زعم مسيحيان)


2- بغض و کينه نسبت به ديگران


3- خون آشامى (به معنى واقعى کلمه)!


4- انزوا و درونگرايى


5- خود برتر بينى و نژادپرستى


6- فعاليت‌هاى اقتصادى غير توليدى


7- تجارت بَرده


8- تجارت در عرصه‌ى فحشا


9- رباخوارى


10- انحصار معاملات طلا و نقره


11- رشوه


12- جاسوسى


13- اشاعه‌ى بيمارى و مسموميت‌هاى جمعى


14- تحريف کتاب‌هاى آسمانى


15- مافيا


    و... (که البته تک‌تک موارد بالا جاى بحث و نوشتن مطالبى مفصل دارد ).


    به همين دلايل، از زمان‌هاى دور در اروپا مرسوم بوده که، اروپاييان براى نشان دادن نفرت خود از يهوديان، آنها را به موش که معمولاً همه مردم از آن بيزار و متنفر هستند، و ورود و وجود آن در هر جا همراه با بيمارى و آلودگى‌ است، تشبيه مى‌کردند، و به فرزندان خود نيز اين را آموزش مى‌دادند تا آنها هم از يهوديان دورى کرده تا از شر آنها در امان باشند.


    به همين خاطر متفکران و سران يهود (که اغلب از سرمايه‌داران بزرگ دوران خود بوده و هستند) به فکر راهکارى براى اين مشکل بزرگ و مقابله با اين نوع از يهود ستيزى (Antisemitism) افتادند.


    چون اغلب کودکان، حرف‌هاى پدر و مادر خود را هميشه درست در نظر گرفته و چيزى غير از آن را نادرست تصور ‌کرده و به آن اعتماد نمى‌کنند، پاک کردن اين تصور (تشبيه يهوديان به موش) از ذهن کودکان و نشان دادن اينکه يهوديان مانند موش نيستند، کارى سخت و بيهوده به نظر مى‌رسيد، پس سران يهود تصميم گرفتند تا از جهت ديگر وارد شده و موش را حيوانى دوست داشتنى نشان دهند.


    آنها با استفاده از ابزار قدرتمند سينما و تلويزيون وارد عمل شده و با ساخت برنامه‌هايى مخصوص کودکان که اغلب، ستاره‌هاى آنها موش بودند، به دنبال دستيابى به اين هدف خود بودند.



    آنها با ساخت مجموعه‌هايى معروف و فوق العاده محبوب، مانند «تام و جرى» (Tom & Jerry)، «ميکى موس» (Mickey Mouse)، «استوارت ليتل» 1و 2 (Stuart Little) و... تا حدود بسيار زيادى به هدف خود رسيدند.



    در کارتون تام و جرى هم اين هدف با قوت و شدت خاصى دنبال مى‌شود و سعى بر آن است تا موش (نماد اسرائيل) را حيوانى بى‌آزار و مهربان نشان دهد، که هميشه در معرض اذيت و آزار و حمله دشمن هميشگى خود، يعنى گربه قرار مى‌گيرد ولى با هوشمندى و گاهاً شيطنت‌هاى خود از دست گربه فرار ‌کرده و يا او را مجبور به تسليم شدن در برابر خود مى‌کند.



    در اين مجموعه هرگاه موش احتياج به کمک پيدا مى‌کند، دشمن گربه، يعنى سگ، به کمک موش مى‌آيد. سگ (نماد کشور امريکا) در اين کارتون قدرتمند و البته بى‌آزار و آرام و حامى مظلوم نشان داده شده است.



    مورد جالب ديگرى که مى‌توان به آن اشاره کرد، ديدن شخصيت‌هاى کارتونى مطرود و گوشه‌گيرى است که به دليل زشت‌رويى توسط ديگران تحقير مى‌‌شوند ولى در نهايت اين ناتوانى و زشتى با توانايى و زيبايى جايگزين مى‌شود و آنها بر تمامى مشکلات غلبه کرده و غبطه‌ى رقبا را برمى‌‌انگيزند.


    نمونه اين مسئله را در کارتون «دامبو، فيل پرنده» (Dumbo) به خوبى مى‌توان به ياد ‌آورد. در اين فيلم شاهد آن بوديم که مادر دامبو، برخلاف ساير فيل‌ها که کلاهى زنگوله‌دار بر سر دارند، کلاه عرقچينى مانند آنچه يهوديان بر سر مى‌گذارند (Yarmulka)، بر سر دارد و به جرم دفاع از فرزندش در اسارت به سر مى‌‌برد که دامبو طى عملياتى در سيرک پرچمى شبيه به پرچم اسرائيل را به اهتزار در مى‌‌آورد.



    در کارتون «لوک خوش شانس» (Lucky Lucke) گانگسترى سفيد پوست که نماد کلانتر و قانون اومانيستى آمريکايى است و هميشه از تنهايى و آوارگى و غربت خودش حرف مى‌‌زند، با چهره و اخلاقى خوب، هميشه در جستجوى مجرمان است و هرگز شکست نمى‌‌‌خورد. در برخى از قسمت‌ها اين هفت‌تير کش متمدن و مهربان، فرشته نجات سرخ‌پوستان ساده لوح مى‌‌شود، به طورى که اگر او نبود جنگ قبيله‌اى همه جا را فرا مى‌‌گرفت و نکته جالب اينجاست که بالاخره اين سؤال باقيست که خانه لوک کجاست و چرا هميشه در پايان پيروزى‌‌هاى غرورانگيزش به سمت غروبى زيبا مى‌‌رود. که اين نماد يهودى تنها و مطرود است که هويت خويش را بر ملا نمى‌‌کند و به سمت سرزمين موعودش مى‌‌رود تا به سعادت برسد. عبارت «رفتن به سمت خورشيد» در تورات آمده و در ميان يهوديان رايج است که منظور از آن بازگشت به سرزمين موعود مى‌باشد.



    علاوه بر انيميشن در عرصه فيلم کودک، هاليوود نيز از تعدى صهيونيست‌ها مصون نمانده و کليشه‌هاى خاص در قالب فيلم کودکان، طى چند دهه اخير را مدام تکرار کرده است. مثلاً کليشه کودک محروم مانده از ميراث اجدادى يا جدا افتاده از آغوش گرم مادر که هر يک به نوعى تداعى‌‌گر يهودى مظلوم و به دور مانده از سرزمين ‌مادرى خويش هستند.


    در اين قبيل داستان‌ها از پيام‌هايى استفاده مى‌شود که در کتب مقدس يهوديان آمده است و مخاطب يهودى و بسيارى از غير يهوديان به راحتى مى‌فهمند که منظور از آن چيست. يهوديان، اسرائيل را مادر قوم خويش مى‌دانند. اينکه شهر يا منطقه‌اى به انسان تشبيه شود، در جاى جاى تورات آمده است. داستان «سيندرلا» 1و2 (Cinderella) مثال خوبى براى اين کليشه نخ‌نما و تکرارى است.


    نکته جالب در دو کارتون سيندرلا و دامبو مجدداً حضور پررنگ موش است که از حاميان شخصيت‌هاى اصلى کارتون مى‌باشند.



    داستان «هاچ زنبور عسل» هم به کودک يهودى مى‌فهماند که بايد به دنبال مادر زيبا ونورانى خويش (سرزمين موعود) باشد و همه‌ى غير يهوديان موجوداتى مخوف، بدجنس و حتى بدبو هستند که مى‌خواهند او را از بين ببرند.



    کليشه‌ى کودک پر درد سرى که با زيرکى بر دشمنانى که قصد تجاوز به خانه و کاشانه او را دارند، فايق مى‌آيد و آنها را به سختى مجازات مى‌کند هم شبيه مورد قبلى است. مجموعه طنز «تنها در خانه» (Home Alone) براساس همين کليشه پديده آمده و با نگاهى ساده به مضامين آن، ردپاى چهار جنگ اعراب و اسراييلى و شکست اعراب در هر چهار جنگ را مى‌توان ديد.



    برخى از آثار انيميشن نيز محملى براى پيام‌هاى سياسى هستند. مثلاً در کارتون «شيرشاه» (Lion King) رد پاى نزاع دو ابرقدرت طى سال‌هاى جنگ سرد و آشتى مجدد نسل‌هاى آتى بعد از فروپاشى نظام کمونيستى در شوروى سابق به وضوح مشهود است. توضيح اينکه شير نماد سلطه جهانى يهود است و در تورات آمده است:



    «و بقيه يعقوب، در ميان امت‌ها و قوم‌هاى بسيار مثل شير در ميان جانوران جنگل و مانند شير درنده در ميان گله‌هاى گوسفند خواهند بود که هنگام عبور پايمال مى‌کند و مى‌‌درد و کسى نمى‌‌تواند مانع او شود. قوم اسرائيل در برابر دشمنانش خواهد ايستاد و آنها را نابود خواهد کرد».


 





منبع : 

http://analizehagigat.parsiblog.com/173099.htm

+ نوشته شده توسط بهرامی در چهارشنبه 23 دی1388 و ساعت 11:28 قبل از ظهر |


               تقدیم به آخرین موعود(عج الله)

کجای وسعتی از آفتاب گردان‌ها

نشسته‌ای به تماشای ما پریشان‌ها؟!

کجای این شب مهتاب می‌زنی لبخند

به روی مزرعه ی آفتاب گردان‌ها

چقدر عقربه‌هاشان به سمت خانه ی توست

به وقت شرعی خورشیدی‌ات گل افشان‌ها!

شهید باغ اشارات چشم‌های  تواند

که مانده‌اند در اوصافشان غزل خوان‌ها

تمام جاده چراغانی نفس‌هایت

پر از ورق ورق اردی بهشت، گلدان‌ها

زمین قلمرو گل‌های آفتابی توست

زمان پر از هیجان شکوفه باران‌ها

دوباره دست تکان می‌دهی به سمت بهار

دوباره شور شگفتی است در نیستان‌ها

کنار تپة نرگس مسافری می‌خواند

خوش است با تو تماشای گل به دامان‌ها

ولی مضایقه کرد آسمان تبسّم را

نمانده بوی کبوتر به زیر ایوان‌ها

درا که تفرقه تعطیل کرده عاطفه را

پرندگان پراکنده‌اند انسان‌ها!

کجاست سمت سحر‌زای خیمه ی سبزت

کجاست فرصت گل چیدن از فراوان‌ها؟!

بهار می‌رسد از راه تازه مثل ظهور

و در ادامه ی نامت گرفته باران‌ها!


 

 
دو غزل قدیمی

                                 

                                         «تقدیم به آخرین موعود(عج)»  

انتظار ۱       

کسی می خواند از آن بالا مزامیر زبورش را  

هزار آیینه روشن کرد فانوس ظهورش را 

مسیح از آسمان ناگاه پای جمعه روشن کرد 

چراغ انتظار جاده‌های سوت و کورش را 

«نُرید اَن نمن...» بوی بهار ذوالفقار اوست 

تمام آسمان چشم است باران عبورش را 

بقیع ناشناس او ، کلید باغ یاس او 

بغل وا می‌کند آن ناگهان سنگ صبورش را 

نسیم خانه زاد خیمه گاه حضرت موعود  

بیاور دست کم عطر نفس‌های ظهورش را  

*********************** 

انتظار 2 

فردا کسی می گشاید، دروازه‌ی آسمان را   

دستی به گل می‌نشاند، پس کوچه‌های جهان را  

می‌آید آری سواری، سبز شقایق تباری  

من خواب دیدم –خودش بود- ، آن آبی بیکران را   

می افتد از آسمان سیب، بر خالی سفره‌هامان  

آنگاه تقسیم لبخند، این قحطی آب و نان را  

آی آنکه آبی ترینی، روح زمان و زمینی   

فانوس چشمم براه است، آدینه‌ی ناگهان را   

می بینمش ایستاده، پشت مه‌آلود جاده   

می‌پاشد از دورها آب، یک گنبد بی‌نشان را 

 
آیه های ظهور

 

 به خاک پای اوکه آمدنی است «عج»

 

 می رسدآسمان درآغوشش، می کنداقتدا به او دریا

 

با نگاهی به جشن ماهی ها،قد کشیده است با وضو دریا!

 

این  مزامیر سبز داوود است،آری  انگار صبح موعود است

 

می سرایدبه گوش شالوها،آیه های ظهوراودریا

 

ساحل آشفته ی هیاهوها،ناگهان سجده ی پرستوها

 

باسرانگشت موج می بارد،بغض-صدقرن-درگلودریا!

 

ناگهان موج های سرگردان،روی احساس صخره ها خوردند

 

شروه خوان مثل چشم جاشوها،شد تب آلود جستجو دریا

 

جاده آکنده ازنفس هایش،گل فروش است درتماشایش

 

ناشکیبانه چشم می دوزد،برافق های پیش رودریا

 

روبه فانوس های دریایی،باز،ساحل نشین شبگردی است

 

شانه هایش شقایق زخمی،چشم هایش...خودت بگو دریا!

 

دردلش آسمان ترک خورده است،یا سماع هزار ققنوس است؟!

 

سر به پیشانی تو می کوبد،مثل آیینه روبرو دریا

 

می سپارم دلم به آهنگش،محو گیسوی آسمان رنگش

 

می تراود «دعای عهد» انگار،می سراید به های وهودریا

 

بردلم چنگ می زندمرداب،وا نشد یک دریچه برمهتاب

 

تابه پابوس چشم اوآیم،گنبدآبی تو کو دریا؟!

 

خیمه اش کی «جزیره ی خضرا»ست؟این نفس های اوست اینجاهاست!

 

این نسیم بهارآدینه،می وزدازکدام سودریا؟!

 

می کند استغاثه هرشب ماه: کاشکی خال گونه اش بودم

 

کاش سربازکوچکش باشم، دردلش مانده آرزو دریا!

 

برسرش ابر سوره ی کوثر، روی دوشش ردای پیغمبر

 

عجل الله! ای غزل بس کن،می توان ریخت درسبو دریا؟!

 

        تاریخ سرودن4/6/86.برازجان

 

 
  یک جمعۀ دوباره!

            

 

 

         آدینه های دلگیر،با روی ارغوانی

         رفتند بی شکوفه،ماندیم استخوانی

         برماه چشم بستیم،تندیس«من»شکستیم

        شایدشبی بیایی،زیبای آسمانی!

        سرگشتۀ کویریم،موسای شوق برگرد

        یک«طور»،اضطرابیم،ازبانگ«لن ترانی»

       این پنج شنبه رانیز،برپلکان پاییز

       کردیم درهوایت،این گونه نغمه خوانی:

      آمد مسیح ناگاه،سیصد سوار گل داد

     چتر ظهور واکرد،اسطوره ای جهانی!

    یک جمعۀ دوباره،یک ناگهان ستاره

    وقت است جشن گل ها،تقسیم مهربانی!

    باذوالفقار درکف،قرآن چهره بگشا

   تاشعله ورترآید،سودای جانفشانی!!

 چشم وچراغ من،تو!مفهوم داغ من تو

  تقدیم خاک پایت،این شروۀ شبانی!

 

+ نوشته شده توسط بهرامی در جمعه 18 دی1388 و ساعت 6:57 قبل از ظهر |

هدیه ای ناقابل برای عزیزانی که از راهپیمایی عاشورائیان ناراحت شدند و سوزش و خارش دارند.

پماد سوختگی برای مخالفان محترم

+ نوشته شده توسط بهرامی در پنجشنبه 10 دی1388 و ساعت 12:35 بعد از ظهر |

نهضت حسینى و رسالت مبلّغان دینى

عبدالرحیم موگِهى محقق و نویسنده

امام صادق(علیه السلام)
حَدیثٌ تَدریهِ خَیرٌ مِن أَلفِ حَدیثٍ تَرویهِ... ؛
[1]
به فهم یک سخن دست یازى؛ بهتر از آن است که به نقل هزارسخن‏پردازى.
پژوهش‏نماى وبترس ازکمین‏سخن هرچه باشد به‏ژرفى ببین
مقدمه
بر مبلّغان دینى پوشیده نیست که نهضت حسینى و تاریخ کربلا یک فرهنگ‏است و از پشتوانه فرهنگى نیز برخوردار است. از سوى دیگر، هر فرهنگى‏که به وجود مى‏آید و شکل مى‏گیرد، حتى اگر در روزهاى آغازینِ طلوع خودهمچون آینه پاک باشد، ممکن است گرد و غبارِ مرور زمان بر آن نشیند و آینه‏پاکِ اولیه‏اش را تار کند. نهضت حسینى و فرهنگ عاشورا نیز که حدودچهارده قرن از طلوع آن مى‏گذرد، از این قاعده مستثنا نبوده و در طول زمان وتاریخ، دچار آسیب‏ها و تحریفات و ابهاماتى شده است.
یکى از رسالت‏هاى مهم مبلّغان دینى این است که فرهنگ عاشورا ونهضت حسینى را آسیب‏شناسى (Pathology) کنند و غبار ابهامات وتحریفاتِ به وجود آمده در آن را از چهره زیباى این فرهنگِ ژرف و شگرف‏بزُدایند.
با توجه به آن چه گفته شد، مبلّغان دینى باید سه رسالت و وظیفه علمى -پژوهشى را در متون و اخبارِ رسیده از تاریخ کربلا، سرلوحه تبلیغات خودقرار دهند:
مرحله اول: تهذیب و پالایش؛
مرحله دوم: تصحیح و ویرایش؛
مرحله سوم: تحلیل و پردازش.
گفتنى است هر دانشور و پژوهشگرى که از دانش و اندیشه‏اى آگاهى‏مى‏یابد، در مرحله نخست (تهذیب و پالایش) باید از اصالت ومأخذ و انتساب آن مطمئن شود. فى المثل بسیارى بر این باورند که بیتِ »مازنده به آنیم که آرام نگیریم / موجیم که آسودگى ما عدم ماست« از اقبال‏لاهورى است، در حالى که این سروده از کلیم کاشانى است و از اقبال‏لاهورى نیست.
در مرحله دوم (تصحیح و ویرایش) باید به صحت و درستى‏متن آن دانش و اندیشه پى‏ببرد. مثلاً پس از آن که معلوم شد که سروده پیشین‏از کلیم کاشانى است، باید بداند آیا متن آن نیز به همین صورتى است که درذهن‏ها و بر زبان‏هاست؟ باز در این مرحله، هنگامى که به دیوان کلیم کاشانى‏مراجعه مى‏کند، متوجه مى‏شود که این بیت در ترجیع‏بندى به نام ساقى‏نامه وبدین‏گونه - بر عکس بودنِ مصراع‏هاى آن بیت - است:
مستیم و عنان دلِ خودکام نگیریم
تا جام بُوَد، عبرت از ایام نگیریم...
موجیم که آسودگى ما عدم ماست
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
[2]
در مرحله سوم (تحلیل و پردازش) باید به تبیین و تشریح این‏سروده پردازد و حتى به این نکته اشاره کند که چرا انتساب این شعر به اقبال‏لاهورى شهرت یافته است، نه به شاعر دیگرى؟
آن‏گاه به این پاسخ دست مى‏یابد که اقبال لاهورى در اشعار خویش به‏لزوم تحرک و پویایى مسلمانان و با استفاده از کلماتى مانند موج، دریا و رفتن‏تأکید فراوان داشته است که دو نمونه از آن‏ها ذکر مى‏شود:
ساحل افتاده گفت گر چه بسى زیستم
هیچ نه معلوم شد، آه که من چیستم
موجِ ز خود رفته‏اى تیز خرامید و گفت
هستم اگر مى‏روم، گر نروم نیستم

میارا بزم بر ساحل که آن جا
نواى زندگانى، نرم‏خیز است
به دریا غَلْت و با موجش درآویز
حیات جاودان اندر ستیز است


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرامی در یکشنبه 6 دی1388 و ساعت 1:10 بعد از ظهر |

قرآن بخوان قبل از اینکه برایت قرآن بخوانند ، نماز بخوان قبل از اینکه برایت نماز بخوانند،

از تجربه دیگران استفاده کن قبل از آنکه تجربه دیگران شوی . . .

 هیچوقت نگذارید زبانتان از افکارتان جلو بیفتد

پس گاهی حرفت را بخور تا خورده نشی . . .

 شیطان که رانده شد جز یک خطا نکرد

خدا را برای سجده ی آدم رضا نکرد

شیطان 100 بار بهتر از بی نماز

او سجده بر آدم ، این سجده بر خدا نکرد...

خوشا آنان که در بازار گیتی ، خریدار وفا بودند و هستند

خوشا آنان که در راه رفاقت ، ‌رفیق با وفا بودند و هستند

با قناعت امور بگذران ، تا پادشاه خود باشی . . .

آدمی را آدمیت لازم است ، عود را گر بو نباشد ، هیزم است . . .

پیامبر اکرم (ص): با دارایی خود نمی توانید دل مردم را به دست بیاورید پس دلشان را با اخلاق (نیک) به دست آورید .

 امام علی (ع): دو نعمت است که ارزش آنها را نمی دانند مگر کسی که آنها را از دست داده باشد : جوانی و تندرستی !

 امام رضا (ع): حد توکل چیست؟ حضرت فرمودند: اینکه با وجود خدا از هیچ کس نترسی

 پیامبر اکرم (ص): به کوچکی گناه نگاه نکنید بلکه به چیزی [نافرمانی خدا] که برآن جرات یافته اید بنگرید .

 امام محمدباقر (ع): همانا سخت ترین عبادت باز ایستادن از گناه است.

 پیامبر اکرم (ص): در طلب دنیا معتدل باشید و حرص نزنید ، زیرا به هر کس هر چه قسمت اوست می رسد.

 امام محمدباقر (ع): بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید.

 امام علی (ع): بزرکترین عیب آن است که آنچه را که مانند آن در خود توست عیب بشماری.

 امام حسین (ع): کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند.

 امام حسن عسگری (ع): کوشنده ترین مردم کسی است که گناهان را رها سازد.

 امام علی (ع): قلب خود را از کینه دیگران پاک کن،‌ تا قلب آنها از کینه تو پاک شود.

 امام حسن عسگری (ع): تمام پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.

+ نوشته شده توسط بهرامی در جمعه 27 آذر1388 و ساعت 9:22 قبل از ظهر |
آقا اجازه!

آقا اجازه! اين دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف ديگران

آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان
ديگر نمي دهد به دلم روي خوش نشان!

قصدم گلايه نيست، اجازه! نه به خدا!
اصلا به اين نوشته بگوييد «داستان»

من خسته ام از آتش و از خاک، از زمين
از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کوير
باران بيار و باز بباران از آسمان

- اهل بهشت يا که جهنم؟ خودت بگو!
- آقا اجازه! ما که نه در اين و نه در آن!

«يک پاي در جهنم و يک پاي در بهشت»
يا زير دستهاي نجيب تو در امان!

آقا اجازه!............................
.......................................!

باشد! صبور مي شوم اما تو لااقل
دستي براي من بده از دورها تکان...


به ره ولاي مهدي
 

چه خوش است من بميرم به ره ولاي مهدي!

سروجان بها ندارد كه كنم فداي مهدي

همه نقد ِ هستي خود ، بدهم به صاحب جان

كه يكي دقيقه بينم رخ دلگشاي مهدي

چه كنم چه چاره سازم كه دل ِ رميده ي من

نكند هواي ديگر به جز از هواي مهدي

نه هواي كعبه دارم ، نه صفا و مروه خواهم

كه ندارد اين مكان ها به خدا صفاي مهدي

من دل شكسته هر دم، به اميد در نشستم

كه مگر عيان ببينم ، قد دلرباي مهدي

دل من تپد به سينه ، به اميد روزگاري

" كه گذشت گاه محنت" ، شنوم ز ناي مهدي

به گداييش " فصيحي"، همه فخر مي فروشم

كه ز پادشاست برتر به جهان، گداي مهدي


فصيحي

+ نوشته شده توسط بهرامی در چهارشنبه 18 آذر1388 و ساعت 4:22 بعد از ظهر |

 

عید غدیر ، عید اقیانوس صفا و محبت بر عاشقان مبارک باد

 



خم غدير و ساقى صهباى احمد است ----- بزم سرور و عيد احباى احمد است

شور عظيم تاجگذارى مرتضى است ----- روز ظهور آيت كبراى احمد است

فرمان رسيده از طرف ذات كبريا ----- بعد از نبى ، على است كه بر جاى احمد است

يعنى يكى است امر نبى و وصى او ----- احكام مرتضى همه فتواى احمد است

در پرده گفت آنچه خدا گفت از على ----- امروز روز جلوه معناى احمد است

دهها هزار زاير حق كرده ازدحام ----- مرآت حق نما قد و بالاى احمد است

صحراست پر خروش و گدازنده آفتاب ----- يا رب مگر قيامت دنياى احمد است

طاها به روى منبر و حيدر كنار اوست ----- امروز يك نمونه ز فرداى احمد است

معراج مرتضى است كه همدوش مصطفى است ----- دست على به دست تواناى احمداست

حال عبادت است حسان در نشاط ما ----- فرمان اين سرور به امضاى احمداست

حبيب اللّه چايچيان (حسان) ت:1302 ه .ش)

+ نوشته شده توسط بهرامی در جمعه 13 آذر1388 و ساعت 7:20 بعد از ظهر |
شیعه در کتابهایش پاسخ می گوید (برای دانلود)
+ نوشته شده توسط بهرامی در جمعه 22 آبان1388 و ساعت 4:58 بعد از ظهر |

خدا كند كه بشكند شبی دلم به پای تو

امام زمان

خدا كند كه بشكند شبی دلم به پای تو

و كاش چاه می‌شدم كه بشنوم صدای تو

تــو اوج خوب بـودنی، تو حالت سرودنی

به آسمان رسیده‌ای، كجاست انتهای تو

حضور غیبتت بزرگ، دل نماز را شكست 

زمین قیام كرده است به شوق اقتدای تو

بــیــا تـمــام من بـیـا بـیـا كه نذر كرده‌ام

كه هر چه دارم از غزل بریزمش به پای تو

بـه انتظار تو دلم نشسته سبز می‌شود

بـیـا بـبـین كـه شاعرم ولی فقط برای تو

 

 

راضیه رجایی ـ خراسان

+ نوشته شده توسط بهرامی در جمعه 22 آبان1388 و ساعت 10:44 قبل از ظهر |
مشاور اعظم! / سوالاتی که مرا شیعه کرد
بررسی شیوه رفتار خلفا در زمینه مسایل حکومتی، مسایل ناپیدای بسیاری را آشکار می سازد. یکی از این مسایل مساله مشاور اعظم خلیفه دوم می باشد. وبلاگ سوالاتی که مرا شیعه کرد کوشیده است نگاهی به این مشاور با توجه به کتب اهل سنت داشته باشد و ماهیت وی را مورد کنکاش قرار دهد.
 
مى گويند كعب الاحبار يهودى تازه مسلمان كه بسيار مورد اعتماد عمر بن الخطاب و حكومتش  و حكومت امويان بود، پس از اظهار اسلام، بر قراءت تورات و ترويج آن مداوم بوده .و او يكى از متّهمان اصلى نفوذ اسرائيليات در تفسير قرآن بوده است، چنانچه ابن كثيردر  تفسير القرآن العظيم 3: 379.و عبد المنعم حنفي موسوعة فلاسفة ومتصوفة اليهودية ص 184و ديگران به اين حقيقت تلخ اشاره كرده اند.
 
امام ذهبى مى گويد: كان يحدِّثهم عن الكتب الإسرائيلية  سير اعلام النبلاء 3: 489.يعنى براى صحابه از كتابها و روايات إسرائيليات ـ كه معمولا كذب و خلاف واقع است ـ نقل مى كرد .
سوال ما از برادران اهل سنت اين است كه چرا جناب عمر ،كعب الاحبار يهودي که تازه به ظاهر اسلام را قبول کرده بود را مشاور اعظم خود قرار داده است مگر در قرآن نيامده كه غير مسلمانان را صاحب سر خود قرار ندهيد( يا ايها الذين آمنوا لا تتخذوا بطانه من دونكم آل عمران 118 ) و آيا اين كار عمر مخالف نص صريح قرآن نيست ؟
 
لذا همين نزديكي اين  يهودي به ظاهر مسلمان به خليفه مسلمين باعث شد اسرائيلياتي را وارد اسلام كند كه هنوز دامن گير آن هستيم از جمله اعتقاد به جسمانيت خدا در روز قيامت كه برادران اهل سنت به ان معتقدند.
+ نوشته شده توسط بهرامی در جمعه 22 آبان1388 و ساعت 7:56 قبل از ظهر |

تیتر بحث های مورد بررسی در این مقاله

 

اول: بيان اسامى اصحابى كه احاديث مهدى را از پيامبر خداروايت كرده‏اند.

دوم: بيان اسامى امامانى كه احاديث و آثار وارده پيرامون مهدى را در كتاب‏هاى خود آورده‏اند.

سوم: بيان اسامى علمايى كه به تأليف پيرامون مسئله مهدى پرداخته‏اند.

چهارم: بيان اسامى كسانى كه از تواتر احاديث مهدى سخن گفته و بازگويى سخنان آنان.

پنجم: بيان پاره‏اى از آنچه در ارتباط با مهدى در صحيحين آمده است.

ششم: بيان برخى از احاديث در مورد مهدى كه در غير صحيحين آمده به همراه اشاره‏اى به اسناد برخى از آنان.

هفتم: بيان اسامى برخى از علماء كه به احاديث مهدى احتجاج كرده و به لوازم آن اعتقاد دارند و بازگويى سخنان آنان.

هشتم: بيان اسامى كسانى كه از انكار حديث مهدى سخن گفته يا در مورد آن ترديد روا داشته‏اند و بررسى مختصر سخنان آنان.

نهم: بيان پاره‏اى از آنچه گمان مى‏رود با احاديث وارده پيرامون مهدى هماهنگى ندارد و پاسخ به آن.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرامی در جمعه 22 آبان1388 و ساعت 7:31 قبل از ظهر |


 
منتخب ميزان الحكمه(احاديث موضوعي)باقابليت ارسال پيامك
مجموعه اي از متن و تفسير صحيفه سجاديه
مجموعه اي ازمناجات ها و ادعيه همراه با ترجمه
مشكات - مجموعه نفيسي از متن و ترجمه و تفسير قرآن كريم
متن مجموعه اي از احاديث ائمه معصومين (ع)
مجموعه اي از اذکار اسلامي
متن مجموعه اي از مناجات
متن مجموعه اي از زيارات
متن مجموعه اي از فتواهاي مراجع تقليد درمورد اعمال حج
مناسک حج
جامع الفتاوا
متن کامل قرآن کريم
 مفاتیح الجنان
ادعیه ویژه حضرت ولیعصر(عج)
متن کامل صحیفه سجادیه
مفاتیح حج
ادعیه و زیارتنامه ها
ادعیه و مناجات
دیوان حافظ
نقشه مکه مکرمه
نقشه مدینه منوره
اوقات شرعي ايران
قطب نما و قبله نما
متن کامل قرآن به همراه ترجمه فارسی
نهج البلاغه
متن مجموعه اي از اعمال روز عيد غدير همراه خطبه غديريه  
نقشه مشهد مقدس
مجموعه فیلمهای آموزش احکام-ویژه موبایل
بلال (اذان همراه متناسب با ساعات شهرهاي ايران)
دعای عهد
دعای یا علی یا عظیم
رساله 9 تن از مراجع عظام تقلید
اسماء الله
تعقيبات نمازهاي يوميه
مکه همراه
ضيافت (ويژه ماه مبارک رمضان)
اذان گو
حديث همراه حج و عمره
اذکار و ادعيه مستحبي
پخش اذان و قرائت ادعيه هر ماه
قرآن مجيد به زبان انگليسي
زندگينامه امام حسين(ع)
تقويم سال 1388 شمسي
راهنماي حرم امام رضا(ع)
 مفاتیح الجنان نسخه دوم بانضمام ملحقات و حواشي
كتاب حيات القلوب علامه مجلسي (ره) - (جلد 1و2)
 كتاب آفتاب هشتم - زندگينامه امام رضا (ع)
 تقويم اسلامي 1388
 تقويم سال 1388 شمسي بانضمام امكان دريافت اخبار آب وهوا
سلام  شيعه (مجموعه اي از كتب پاسخ به شبهات وهابيت)
داستان راستان
 زندگينامه حضرت محمد(ص)
انسان از مرگ تا برزخ
كرامات حضرت عباس(ع)
نهج الفصاحه
نقشه شهر قم
حضرت زهرا(س) مولود وحي
+ نوشته شده توسط بهرامی در یکشنبه 17 آبان1388 و ساعت 9:12 قبل از ظهر |

حضرت امام رضا علیه السلام در مورد توجّه به عیوب خویشتن، این شعر را خواندند :


لبسنا للـخداع مسـوک طیـب *** فویـل للغـریـب اذا اتانا
یعیب الناس کلـهـم زمـانا *** و مـا لزماننـا عیب سـوانا
نعیب زماننا و العیب فینا *** ولـو نطق الزمان بناهجانا
وان الذئب یتـرک لحم ذئـب *** ویاکـل بعضنا بعضـا عیانا
 
 

ترجمه:
همه مردم در صدد عیب‌جویی از زمانه هستند، ولی زمانه عیبی ندارد جز خود ما.
ما از زمانه عیب می‌گیریم، و حال آنکه عیب در ماست، و اگر زمان به سخن بیاید از ما بدگویی خواهد کرد.
هیچ گرگی گوشت گرگ دیگر را نمی‌خورد، اما بعضی از ما گوشت بعضی دیگر را آشکارا و بی‌پرده می‌خوریم.
آری، ما از خود، ظاهری دلفریب و خوش‌آیند می‌سازیم؛ پس وای بر غریبه‌ای که به سوی ما بیاید.


منابع:
بحارالانوار، ج 49، ص 111، ح 8. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 177.
 
نشانه موى پیامبر(ص)

مردى از نوادگان انصار خدمت امام رضا(ع) رسید. جعبه‏اى نقره‏اى رنگ به امام داد و گفت :

«آقا! هدیه‏اى برایتان آورده‏ام كه مانند آن را هیچ كس نیاورده است». بعد در جعبه را باز كرد و چند رشته مو از آن بیرون آورد و گفت: «این هفت رشته مو از پیامبر اكرم(ص) است. كه از اجدادم به من رسیده است». حضرت رضا(ع) دست بردند و چهار رشته مو از هفت رشته را جدا كردند و فرمود: «فقط این چهار رشته، از موهاى پیامبر است».

مرد با تعجب و كمى دلخورى به امام نگاه كرد و چیزى نگفت. امام كه فهمید مرد ناراحت شده است، آن سه رشته مو را روى آتش گرفت. هر سه رشته سوخت، اما به محض این كه چهار رشته موى پیامبر(ص) روى آتش قرار گرفت شروع به درخشیدن كرد و برقشان چهره مرد عرب را روشن كرد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرامی در جمعه 8 آبان1388 و ساعت 6:45 بعد از ظهر |
 


حرم حضرت معصومه عليهاالسلام

 

قم قبل از اسلام به صورت چند قلعه بوده که عده‏ای زرتشتی و یهودی در آن زندگی می‏کردند. بعد از اسلام با آمدن اشعری‏ها (که اصالتا شیعه و یمنی تبار بوده‏اند)، کم کم این سرزمین توسعه یافت. در اوائل قرن اول و در سال 23 هجری شهر قم توسط لشکر اسلام فتح گردید و رفت و آمد مسلمانان عرب به قم آغاز شد. نخستین کسانی که از اشعری‏ها به قم آمدند عبدالله بن سعد و عبدالله احوص و عبدالرحمن و اسحاق از فرزندان سعد بن مالک بن عامر اشعری بودند و به این ترتیب ارتباط شیعیان خالص علوی با قم برقرار شده و مامن شیعیان گردید. از آن زمان مردم قم به مذهب اهل بیت علیهم السلام علاقه خاصی پیدا کرده و به همین جهت مورد سختگیری و بی مهری خلفای حاکم و ستمگر عصر خود بودند.

شهر قم قبل از ورود حضرت معصومه علیها السلام از آبادانی ظاهری بی بهره بود و اهالی شیعی مذهب آن در اثر بی‏توجهی حاکمان مورد آزار و اذیت‏بودند، اما از لحاظ ایمان و اعتقاد مذهبی، این شهر بهترین فضای معنوی را داشته و زمینه پذیرش اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و یاران با وفای آنان در این منطقه کاملا فراهم بود.1

به همین جهت امامان معصوم علیهم السلام در مناسبت‏های مختلف، شهر قم و اهالی آن را مورد عنایت قرار داده و عبارات زیبایی را که حاکی از علاقه‏مندی آن بزرگواران به این خطه ایران بود، بیان می‏کردند. حتی گاهی ائمه اطهار با فرستادن تحفه‏ها و هدایا اهل قم را مفتخر می‏ساختند. از جمله می‏توان به ابی جریر زکریا بن ادریس و زکریا بن آدم و عیسی بن عبدالله و چند نفر دیگر اشاره نمود که به افتخار اخذ هدایای ارزشمندی همچون انگشتری و جامه و کفن از دست مبارک ائمه هدی علیهم السلام نائل شدند. 2

به نظر می‏رسد تعداد اخبار و احادیثی که در مورد شهر قم از ائمه اطهار علیهم السلام روایت‏شده است درباره هیچ یک از شهرهای ایران روایت نشده است. مرحوم شیخ حسین مفلس در کتاب «تحفة الفاطمیین‏» چهل حدیث در باره قم نقل کرده است.3

شهر قم قبل از ورود حضرت معصومه علیها السلام از آبادانی ظاهری بی بهره بود و اهالی شیعی مذهب آن در اثر بی‏توجهی حاکمان مورد آزار و اذیت‏بودند، اما از لحاظ ایمان و اعتقاد مذهبی، این شهر بهترین فضای معنوی را داشته و زمینه پذیرش اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و یاران با وفای آنان در این منطقه کاملا فراهم بود.

در کتاب‏های معتبر شیعی همچون بحارالانوار; سفینة البحار و مستدرک سفینة البحار و... در این رابطه روایات جامع و قابل توجهی نقل شده است. برای آشنایی بیشتر به برخی از این روایات اشاره می‏کنیم:

 

1- سلام بر اهل قم

امام صادق علیه السلام روزی با اشاره به عیسی بن عبدالله قمی فرمود: «سلام بر مردم قم! خداوند شهرهای آنان را با

حضرت معصومه عليهاالسلام

باران سیراب کند و برکت‏ها را بر آنان نازل کند و بدی‏های آنان را به خوبی مبدل گرداند. آن‏ها اهل رکوع و سجود و قیام و قعودند. آنان فقیه و دانشمند و اهل درک حقایق و روایت و عبادت نیکو هستند».4

 

2- راهی به سوی بهشت

صفوان بن یحیی کوفی معروف به بیاع سابری از نزدیکترین و مطمئن‏ترین یاران امام رضا علیه السلام می‏گوید: روزی در حضور امام رضا علیه السلام نشسته بودم که از شهر قم و اهالی آن سخن به میان آمد و اینکه آنان در زمان ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام به سوی آن بزرگوار میل خواهند کرد. در این لحظه امام هشتم علیه السلام به اهل قم درود فرستاده و فرمود: «رضی الله عنهم، ثم قال: ان للجنة ثمانیة ابواب و واحد منها لاهل قم; و هم خیار شیعتنا من بین سائر البلاد، خمر الله تعالی ولایتنا فی طینتهم;5 خداوند از آنان خشنود باشد، سپس فرمود: همانا بهشت دارای هشت در است که یکی از آن درها مخصوص مردم قم است. آنان شیعیان برگزیده ما در میان سایر شهرها هستند. خداوند ولایت و محبت ما [اهل بیت] را با طینت آنان عجین کرده است.»

 

3- پایگاه یاران مهدی علیه السلام

عفان بصری می‏گوید: روزی امام صادق علیه السلام به من فرمود: «اتدری لم سمی قم؟ قلت: الله و رسوله و انت اعلم. قال: انما سمی قم لان اهله یجتمعون مع قائم آل محمد - صلوات الله علیه - و یقومون معه و یستقیمون علیه و ینصرونه; آیا می‏دانی چرا شهر قم را «قم‏» نامیده‏اند؟ عرض کردم: خدا و پیغمبرش و شما آگاهترید. امام علیه السلام فرمود: قم نامیده شده است‏برای اینکه اهل آن با قائم آل محمد صلی الله علیه و آله همراه می‏شوند و با او قیام نموده و بر او استقامت می‏ورزند و او را یاری می‏رسانند.»6

در این روایت نقش مردم قم و ساکنین این شهر مقدس در حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام مشخص شده است. با توجه به این حدیث، اهالی قم به ویژه دانایان و آگاهان آن، وظیفه‏ای مهم‏تر و مسؤولیت‏سنگین‏تری نسبت‏به سایر شهرهای ایران به دوش می‏کشند و این حقیقت، تلاش آنان را در زمینه‏سازی برای حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام بیشتر از سایر سرزمین‏ها می‏طلبد.

سلام بر مردم قم! خداوند شهرهای آنان را با باران سیراب کند و برکت‏ها را بر آنان نازل کند و بدی‏های آنان را به خوبی مبدل گرداند. آن‏ها اهل رکوع و سجود و قیام و قعودند. آنان فقیه و دانشمند و اهل درک حقایق و روایت و عبادت نیکو هستند.

4- شهر قم در قرآن و وعده پیروزی بر اسرائیل

پیشوای ششم روزی با یاران خود نشسته و قرآن تلاوت می‏کرد تا به این آیه رسید: «فاذا جاء وعد اولیهما بعثنا علیکم عبادا لنا اولی باس شدید فجاسوا خلال الدیار و کان وعدا مفعولا»7 ; «[ای بنی اسرائیل! ] پس هنگامی که وعده [تحقق] نخستین آن دو فرا رسد، بندگانی از خود را که سخت نیرومندند بر شما می‏گماریم; تا میان خانه‏ها [یتان] به جست و جو در آیند، و این تهدید تحقق یافتنی است.»

یاران امام در این لحظه پرسیدند: «جعلنا فداک من هؤلاء؟ فقال: ثلاث مرات، هم والله اهل قم 8 ; جانمان به فدای تو، این گروه چه کسانی هستند؟ امام صادق علیه السلام سه بار فرمود: به خدا سوگند! آنان اهل قم هستند.»

ضريح حرم حضرت معصومه عليهاالسلام

5- پناهگاه فرزندان حضرت زهرا علیها السلام

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: «اذا اصابتکم بلیة و عناء فعلیکم بقم فانه ماوی الفاطمیین 9 ; هرگاه [در تنگناهای زندگی قرار گرفتید و] بلاها و مصیبت‏ها به شما روی آورد، به سوی قم بروید; چون آنجا پناهگاه فرزندان فاطمه علیها السلام است.»

چنانکه اشاره شد، روایات متعددی از ائمه اطهار علیهم السلام در تجلیل و تقدیر از قم و اهل آن وارد شده است و در آن‏ها، شهر قم با القاب و عناوین ویژه‏ای مورد تجلیل قرار گرفته است، از جمله آن‏ها نام‏های زیر می‏باشد: قم (شهر قیام)، حرم اهل بیت، شهر امن و امان، مرکز یاران ائمه، قطعه‏ای از بیت المقدس، کانون شیعیان، آسایشگاه انسان‏های با ایمان، مجمع انصار المهدی علیه السلام، سرزمین مقدس، پرتگاه و محل سقوط ستمگران و گردنکشان، منبع علم و فضیلت و تقوی، سالم‏ترین شهرها و غیره.

 

6- اگر مردم قم...

با این همه فضائل و مناقب که در مورد شهر قم و ساکنان آن در سیره و سخن اهل بیت علیهم السلام وارد شده است، باید توجه داشت که این‏ها مشروط به تداوم ایمان و اعتقاد به ارزش‏های اسلامی و ادامه راه اهل بیت علیهم السلام توسط مردم قم می‏باشد و گرنه اگر کسی خیال کند که چون قمی هست و یا اینکه در شهر قم زندگی می‏کند و بدون عمل، مشمول این رحمت و برکات الهی خواهد شد، به خیالی باطل و پنداری بی‏پایه و سست دچار شده است; چرا که امام صادق علیه السلام فرمود: «تربة قم مقدسة و اهلها منا و نحن منهم، لا یریدهم جبار بسوء الا عجلت عقوبته; ما لم یخونوا اخوانهم (و ما لم یحولوا احوالهم)، فاذا فعلوا ذلک سلط الله علیهم جبابرة سوء! ; خاک قم مقدس است و ساکنان آن از ما اهل بیت هستند و ما هم از آن‏هائیم، هیچ حاکم [گردنکش و] ستمگری به آن‏ها قصد سوء نمی‏کند مگر اینکه خداوند در عذاب او تعجیل می‏فرماید. البته به شرط آنکه [اهل قم] به برادران خود خیانت نکنند (و احوال خود را تغییر ندهند)، زیرا در آن صورت خداوند متعال ستمگران بیدادگر را بر آنان مسلط خواهد کرد.»

حسین عسگری


1) تاریخچه قم، ص‏16.

2) تاریخ مذهبی قم، ص‏92.

3) همان.

4) بحارالانوار، ج‏57، ص‏217; مستدرک سفینة البحار، ج‏8، ص‏598.

5) بحار الانوار، ج 57، ص 216.

6) بحارالانوار، ج 57، ص 216 و معجم احادیث المهدی علیه السلام، ج 3، ص 474.

7) اسراء/ 5.

8) بحارالانوار، ج‏57، ص‏216.

9) همان، ص‏215.

10) ماهنامه کوثر، ش‏9، ص‏73 و 74 با اختصار

+ نوشته شده توسط بهرامی در دوشنبه 27 مهر1388 و ساعت 10:47 بعد از ظهر |

 

کاش درخلوتم امشب تو،فقط بودي ومن

آگه از اين دل پر تب،تو فقط بودي ومن

کاش حتي دو ملک هم ز برم مي بردي

در حرمخانه ام امشب،تو فقط بودي ومن

من هم از سينه،دل هرزه برون مي کردم

در دل صد دله يا رب،تو فقط بودي ومن

کاش هنگام دعا لب،زميان بر مي خاست

بي ميانجگري لب تو فقط بودي ومن

واژه،نامحرم ودل،هرزه ولب،بيگانه است

کاش بي واسطه هر شب تو فقط بودي ومن

روزها کاش نبودند  و همه دم شب بود                                                                   

    شب بي اختر وکوکب،تو فقط بودي ومن

فاش گويم غم دل،کاش خدايا دائم

من بُدم از تو لبالب،تو فقط بودي ومن

 

+ نوشته شده توسط بهرامی در یکشنبه 19 مهر1388 و ساعت 6:45 بعد از ظهر |

اس ام اس عید فطر 4uw5346.gif

 عطر دل‏انگیز ایمان در دل‏ها به مشام می‏رسد. گلبوته‏های صبر و مبارزه با نفس در جان‏ها شکفته می‏شود. روز عید فطر همه چیز رنگ و بوی خدایی دارد. هر چه اعمال نیک، تقوا و پرهیزکاری انسان بیشتر باشد، در روز عید به خدا نزدیک‏تر و عطر و بوی عید برای او دلپذیرتر است. عید فطر زمان شکفتن گل‏های ایمان در دل و جان انسان است. تحفه خداوند به مؤمنانی است که با سلاخ روزه به غبارروبی خانه دل پرداخته‏اند. آنان که پلیدی را از جان خود بیرون رانده‏اند و به جای آن اخلاص و ایمان را جایگزین کرده‏اند.

آری عید سعید فطر روز تولد دوباره انسان است

4uw5346.gif

گل گل گل

امروز، عید فطر است و پرنده‏ترین روز. امروز، روز تولدی دیگر است

4ut27ap.gif4ut27ap.gif4ut27ap.gif4ut27ap.gif

4uw5346.gif

4uw5346.gif


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرامی در یکشنبه 29 شهریور1388 و ساعت 11:17 قبل از ظهر |

http://shahadat.persiangig.com/image/3y.jpg


درمان بيماري خطرناک غيبت



درمان اين بيماري خطرناک اخلاقي از جهاتي با درمان ساير بيماريهاي اخلاقي مشابه و از جهاتي متفاوت است و در مجموع رعايت امور زير براي پيشگيري يا درمان غيبت کار‌ساز است: 1-درمان اصلي هر بيماري جسمي يا رواني و اخلاقي جز با ريشه‌يابي عوامل آن و قطع کردن آنها امکان پذير نيست و از آنجا که عوامل زيادي در بروز و ظهور اين صفت زشت مؤثر بود بايد به سراغ آن‌ها رفت: حسد ، کينه‌توزي انحصار‌طلبي، انتقام‌جويي، کبر و خود بر‌تر‌بيني، از عوامل مهمي بود که آدمي را به سراغ غيبت مي‌فرستاد و تا اينها از وجود انسان ريشه‌کن نشود صفت رذيله غيبت هم ريشه‌کن نخواهد شد 2-راه مهم ديگر براي درمان اين رذيله اخلاقي توجه به پي‌آمد‌هاي سوء معنوي و مادي، فردي و اجتماعي آن است، هر‌گاه انسان به اين نکته توجه کند که غيبت او را از چشم مردم مي‌اندازد و به عنوان فردي خائن، حق‌نشناس، ضعيف‌ و نا‌توان در جامعه معرفي مي‌کند و پيوند اعتماد و اطمينان را در جامعه متزلزل مي‌سازد


حسنات را از بين مي‌برد
گنا‌هان ديگران را بر دوش انسان مي‌گذارد
عبادات تا چهل روز پذيرفته نمي‌شود
غيبت کننده جزو نخستين کساني است که قبل از همه وارد دوزخ مي‌شود
اگر توبه کند و توبه او پذيرفته شود آخرين کسي است که وارد بهشت مي‌شود.

و
به اين حقيقت توجه کند که غيبت حق‌الناس است زيرا آبروي خلق خدا را مي‌برد و ارزش آبروي هر کس همچون ارزش جان و مال اوست و تا صاحب حق راضي نشود خدا او را نمي‌بخشد و اي بسا غيبت مي‌کند و دسترسي براي جلب رضايت طرف پيدا نمي‌کند و اين بار گناه براي هميشه بر دوش او مي‌ماند. اگر غيبت‌کننده در اين امور دقت کند به
يقين از کار خود پشيمان و منصرف مي‌شود، و آنها که غيبت را وسيله تفريح و سر‌گرمي مجالس خودشان قرار مي‌دهند اگر در اين عواقب بينديشند قطعاً تجديد‌ نظر خواهند کرد.
3-غيبت‌کننده بايد به اين حقيقت توجه کند که نيرو‌هاي انسان محدود است، اگر نيرويي را که صرف تضييع آبروي اشخاص و شکستن موقعيت اجتماعي آنها مي‌کند، صرف رقابتهاي صحيح و سازنده نمايد، اي بسا در مدت کوتاهي از رقيبان خود پيشي گيرد و مقام والايي را که انتظار دارد در جامعه براي خويشتن فراهم سازد بي آنکه ضربه‌اي بر فرد يا جامعه وارد کند و عقوبات دنيا و آخرت را متوجه خود سازد.
غيبت‌کننده بايد به اين حقيقت توجه کند که غيبت کردن يکي از نشانه‌هاي بارز ضعف و ناتواني و فقدان شخصيت و عقده خود کم‌بيني است و او با غيبت کردن اين صفات دروني خود را آشکار مي‌سازد و پيش از آنکه شخصيت اجتماعي طرف را بشکند شخصيت خود را در هم مي‌کوبد.
اين نکته نيز حائز اهميت است که براي ترک غيبت مخصوصاً در مورد کساني که غيبت براي آنها به صورت يک عادت در‌آمده قبل از هر چيز: مراقبت شديد و نظارت اکيد بر‌زبان است
پرهيز از معاشرت با دوستاني که او را به غيبت تشويق مي‌کنند
ترک مجالسي که مهيا براي غيبت است
کليه اموري که وسوسه غيبت در او ايجاد مي‌کند

.
يکي از انگيزه‌هاي غيبت تبرئه خويشتن است مثلاً مي‌گويد اگر من مرتکب گناه شدم فلان کس که از من بهتر است همين عمل و يا عملي بدتر از کار من را انجام داده است.
در حديثي از
امام علي ‌ عليه‌السلام آمده است: ما عمر مجلس بالغيبه الا خرب من الدين.
مجلسي به وسيله غيبت آباد نشد مگر اين که از نظر دين خراب گشت
.

+ نوشته شده توسط بهرامی در پنجشنبه 19 شهریور1388 و ساعت 6:1 بعد از ظهر |

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/beyadeshohada/Thumb_15700.jpg

در رهي مي گذشتم به گل هاي شب بو و ميخک و داودي رسيدم سراغ گل شقايق را گرفتم همگي نشاني گلزار شهدا را با من دادند چهار راه سردار شهيد اللهياري –گلزار شهدا –قطعه يازهرا – رديف يا حسين- پلاک عشق من هم ره گزديم و امدم تا غزل عشق را در رثاي تو بخوانم اما ديوان شعر تو سرشار از قطعه هاي حماسه و ايثار بود امدم در کنارت تا تو تنها نباشي تو تنها نبودي در جوار گل هاي هميشه بهار شهادت چه ارام ارميده بودي ان هم گمنام و بي نشان . امدم تا خاکت را توتياي چشمم سازم تو گفتي که ما همه خاکيم و به خاک بر مي گرديم خوشا به حال تو اي شهيد که همراه با سفينه الجنان بر روي امواج ارام اشک راه پيمودي تا درس مکتب الزهرا (س)بيامورزي بي هياهو بودي و بي قرار به دور از ما و من سبکبال از گرداب حادثه گذشتي به وادي ايمان رسيدي و چه زيبا بود.....


سر فرازان  بر فراز


مجموعه ای از خاطرات گرانبهای شهدا آماده دانلود :

یکصد خاطره از عارف شهید دکتر چمران

یکصد خاطره از شهید حسن باقری

یکصد خاطره از شهید مهندس مهدی باکری

یکصد خاطره از شهید ردانی پور

یکصد خاطره از شهید محمود کاوه

یکصد خاطره از شهید مهدی زین الدین

قصه های جنگ (صد خاطره ی کوتاه)

یکصد خاطره از شهید حاج حسین خرازی

+ نوشته شده توسط بهرامی در سه شنبه 10 شهریور1388 و ساعت 11:35 بعد از ظهر |

شعر خوانی شاعران در حضور مقام معظم رهبری - سال 86


شعر خوانی در حضور رهبر سال 86


32 فایل

دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرامی در شنبه 24 مرداد1388 و ساعت 9:41 قبل از ظهر |



Imageنوحه تصویری یاد امام و شهدا از حاج سعید حدادیان با فرمت 3gp



یاد امام شهدا - حدادیان (تصویری ویژه موبایل)   - حجم 10 مگابایت

 

+ نوشته شده توسط بهرامی در چهارشنبه 21 مرداد1388 و ساعت 9:23 بعد از ظهر |
مجموعه صوتی تمنا فرستادن به ایمیل

مجموعه سرودهای زیبا درباره امام رضا (علیه السلام) تقدیم به کاربران عزیز

دانلود در ادامه مطلب

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرامی در چهارشنبه 21 مرداد1388 و ساعت 8:27 بعد از ظهر |

شیطان

- فراموش نکن که حضرت آدم هم پیامبر بود، او اولین پیامبر خداوند بود.مهمترین و جنجالی ترین رخدادی که در ارتباط با پیامبران داشتی ، داستان تو و حضرت آدم است.دوست داریم در این خصوص به تفصیل ، جریانات به وجود آمده را تعریف کنی؟

بله،شما هم فراموش نکنید که آغاز گمراهی من و خروج من از درگاه خداوند با خلقت همان آدم همراه بود.تا کنون جسته و گریخته، مطالبی در این مورد بیان کرده ام، و سعی می کنم به جریانات اصلی اشاره کنم. « وقتی خدا دستور سجده بر آدم را صادر کرد»(1) 

و....

مطالعه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرامی در چهارشنبه 21 مرداد1388 و ساعت 5:19 بعد از ظهر |



ارتباط آسان باعلما



توضیح در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرامی در چهارشنبه 21 مرداد1388 و ساعت 8:38 قبل از ظهر |





ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرامی در چهارشنبه 21 مرداد1388 و ساعت 7:49 قبل از ظهر |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرامی در چهارشنبه 21 مرداد1388 و ساعت 7:48 قبل از ظهر |



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرامی در چهارشنبه 21 مرداد1388 و ساعت 7:43 قبل از ظهر |



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرامی در چهارشنبه 21 مرداد1388 و ساعت 7:40 قبل از ظهر |



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرامی در چهارشنبه 21 مرداد1388 و ساعت 7:37 قبل از ظهر |