آبروی اهل دل از خاک پای مادر است

 

آبروی اهل دل از خاک پای مادر است
هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است
آن بهشتی را که قرآن می کند توصیف آن
صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است
آسمان زندگی شد روشن از نور پدر

 

گلشن هستی مصفا از صفای مادر است
قوت شیر از شیره جان می خوراند طقل را
وین شگفت آید که خون دل  غذای مادر است
گرمی آغوش مهرش را ندارد آفتاب
مهربان تر دیگر از مادر خدای مادر است
از دم روح القدس عیسی پدید آمد اگر
باز هم پرورده در ظلّ همای مادر است
اوج گیرد قدر فرزند از دعای خیر او
چون دم عیسی بن مریم در دعای مادر است
قدر و جاهی را که در اسلام دارا شد اُویس
از کمال طاعت و خدمت برای مادر است
امر او را داد رجحان بر ملاقات نبی
چون رضای مصطفی هم در رضای مادر است
بسکه محبوب است مادر داشتن بر هر کسی
مصطفی را دخترش زهرا، به جای مادر است
من که از مهر علی جان و دلم دارد صفا
این صفای باطن من از صفای مادر است
طبع والایم که منت بر نمی دارد ز کس
شرمگین از رحمت بی منتهای مادر است
بهترین منظر به چشم و دل مرا سیمای اوست
خوش ترین آواز در گوشم صدای مادر است
با تضرع چهره بر پایش (موید)سود گفت:
آبروی اهل دل از خاک پای مادر است
 

مگر نمی گویی دعوتش کردیم؟

عکس و تصویر سردار قاسم سلیمانی می گوید یکی از اشرار بزرگ سیستان و بلوچستان رو که سالها ...

سردار قاسم سلیمانی می گوید یکی از اشرار بزرگ سیستان و بلوچستان رو که سالها به دنبال او بودیم و هم در مسئله قاچاق مواد مخدر خیلی فعالیت می کرد و هم از تعداد زیادی از بچه های ما شهید گرفته بود رو با روشهای پیچیده اطلاعاتی برای مذاکره دعوت کردیم به منطقه ی خاصی و پس از ورود آنها به آنجا او را دستگیر کردیم و به زندان انداختیم... خیلی خوشحال بودیم...
او کسی بود که حکمش مثلا پنجاه بار اعدام بود...
در جلسه ای که خدمت مقام معظم رهبری رسیده بودیم این مسئله رو مطرح کردم و خبر دستگیری و شرح ما وقع را به ایشان گفتم و منتظر عکس العمل مثبت و خوشحالی ایشان بودم...
رهبری بلافاصله فرمودند: همین الآن زنگ بزن آزادش کنند!!!
من بدون چون و چرا زنگ زدم و بلافاصله با تعجب بسیار زیاد پرسیدم که آقا چرا؟ من اصلا متوجه نمی شم که چرا باید این کار رو می کردم؟ چرا دستور دادید آزادش کنیم؟
رهبری گفتند: مگر نمی گویی دعوتش کردیم؟
بعد از این جمله من خشکم زد و البته ایشان فرمودند: حتما دستگیرش کنید و ما هم در یک عملیات سخت دیگر دستگیرش کردیم...

زرنگی، بندگی خداست.

زرنگی، بندگی خداست.

افسران - زرنگی، بندگی خداست.

 

 

ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻧﯿﮑﯽ ﻫﺎﯾمان ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿمان ﻧﺨﻮﺍﻫیم ﺩﺍﺩ!


ﺍﻣﺎ ﻣﺠﺒﻮﺭ می شویم ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﮑﯽ ﻫﺎیمان ﺭﺍ ﺑﺪﻫیم ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻣﺘﻨﻔﺮﺑﻮﺩیم ﻭ ﻏـﯿـﺒـﺘـﺶ ﺭﺍ ﮐﺮﺩیم!!!

گناه، خصوصا حق الناس، اوج حماقت است نه زرنگی!

زرنگی، بندگی خداست.

زرنگی های ما، همه نا زرنگی است.

کسی که می گوید: سر فلانی کلاه گذاشتم،

اشتباه می کند، بلکه فلانی سرش کلاه گذاشته است؛

چون حــق بر گردن او پیدا کرده است.


آیت الله بهاءالدینی

یادتان هست...؟

یادتان هست همه عین برادر بودند... تاجر و کارگر انگار برابر بودند....؟

یادتان هست چه شوری همه جا برپا بود... عجم و ترک و لر و کرد و عرب آنجا بود...؟

یادتان هست همه گوش به فرمان بودند...سینه چاک سخن پیر جماران بودند...؟

یادتان هست که میگفت اگر پُر باریم...همه را از نمک ماه محرم داریم...؟

یادتان هست که از حیله دشمن میگفت...یادتان هست که از پیله دشمن میگفت...؟

گفت دلداری دشمن دلتان را نبرد...مثل طوفان زده ها،حاصلتان را نبرد...!

جنگ،جنگ است فقط رنگ عوض می گردد...نقشه ها در پی هر جنگ عوض می گردد...!

جنگ آنروز اگر موشکی و سرکش بود...آتش فتنه امروز پر از ترکش بود...!

جنگ امروز، به دنبال اصول دین است...این همان زخم قدیمیست،ببین چرکین است..!

چشم وا کن اخوی خوب ببین یار کجاست...نخل بسیار،ولی میثم تمار کجاست....؟

این عمار کجایید جوانان وطن...؟این عمار بیایید جوانان وطن...!

ما محال است که از بیعتمان برگردیم...!تا که مثل پسر فاطمه بی سر گردیم...!

یادمان هست که مدیون شهیدان هستیم....؟اهل جمهوری اسلامی ایران هستیم...! 

 

اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای

ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان...

 توضیح: شعرخوانی بسیار حزن انگیز «صابر خراسانی» راجع به حضرت علی اکبر علیه السلام.شعر این اثر سروده شاعر اهل بیت(ع) آقای «سید حمیدرضا برقعی» می باشد.

 

 

 

متن شعر:
ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان
مثل تیری که رها می شود از دست کمان
خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود
بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود
مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود
مست می آمد و رخساره برافروخته بود
روح او از همه دل کنده ، به او دل بسته
بر تنش دست یدالله حمایل بسته
بی خود از خود ، به خدا با دل و جان می آمد
زیر شمشیر غمش رقص کنان می آمد
یاعلی گفت که بر پا بکند محشر را
آمده باز هم از جا بکند خیبر را
آمد ، آمد به تماشا بکشد دیدن را
معنی جمله در پوست نگنجیدن را
بی امان دور خدا مرد جوان می چرخید
زیرپایش همه کون و مکان می چرخید
بارها از دل شب یک تنه بیرون آمد
رفت از میسره از میمنه بیرون آمد
آن طرف محو تماشای علی حضرت ماه
گفت:لاحول ولاقوه الابالله
مست از کام پدر، زاده لیلا ، مجنون
به تماشای جنونش همه دنیا مجنون
آه در مثنوی ام آینه حیرت زده است
بیت در بیت خدا واژه به وجد آمده است
رفتی از خویش ، که از خویش به وحدت برسی
پسرم! چند قدم مانده به بعثت برسی
نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد
به تماشای نبرد تو خداوند آمد
با همان حکم که قرآن خدا جان من است
آیه در آیه رجزهای تو قرآن من است
ناگهان گرد و غبار خطر آرام نشست
دیدمت خرم و خندان قدح باده به دست
آه آیینه در آیینه عجب تصویری
داری از دست خودت جام بلا می گیری
زخم ها با تو چه کردند ؟جوان تر شده ای
به خدا بیش تر از پیش پیمبر شده ای
پدرت آمده در سینه تلاطم دارد
از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد
غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا
آه ، لب واکن و انگور بخواه از بابا*
گوش کن خواهرم از سمت حرم می آید
با فغان پسرم وا پسرم می آید
باز هم عطر گل یاس به گیسو داری
ولی اینبارچرا دست به پهلو داری؟!
کربلا کوچه ندارد همه جایش دشت است
یاس در یاس مگر مادر من برگشته است؟!
مثل آیینهء در خاک مکدر شده ای
چشم من تار شده ؟یا تو مکرر شده ای؟!
من تو را در همه کرب و بلا می بینم
هر کجا می نگرم جسم تو را می بینم
ارباْ اربا شده چون برگ خزان می ریزی
کاش می شد که تو با معجزه ای برخیزی
مانده ام خیره به جسمت که چه راهی دارم
باید انگار تو را بین عبا بگذارم
باید انگار تو را بین عبایم ببرم
تا که شش گوشه شود با تو ضریحم پسرم

دریافت فایل صوتی:
حجم: 5.32 مگابایت

پدر از دور می بیند که در گرد و غبار دشت
پسر کم رنگ و مبهم می شود اما تحمل کرد

 در این فایل صوتی چندین شعر زیبا را با صدای زیبای صابر خراسانی (مصطفی صابری) می شنویم.

 

گوشه ای از متن اشعار:

عاشقی دردسری بود نمی دانستیم

حاصلش خون جگری بود نمی دانستیم

پر گرفتیم ولی باز به دام افتادیم

شرط بی بال و پری بود نمی دانستیم

آسمان از تو خبر داشت ولی ما از تو

سهممان بی خبری بود نمی دانستیم

آب و جاروی در خانه ی ما شاهد بود

از تو بر ما گذری بود نمی دانستیم

این همه چشم به راهی نگرانم کرده

عاشقی دردسری بود نمی دانستیم

تا ظهورت چقدَر فاصله داریم آقا

آه از جمعه ی بی تو گله داریم آقا

رفته بودی که بیایی چقدَر طول کشید

عرض کردیم نبودی و سحر طول کشید

ما برای خودمان این همه گفتیم بیا

نذر کردیم به پای تو بیفتیم بیا

تو طبیب دل غم دیده ی مایی آقا

ما که مردیم بیا پس تو کجایی آقا؟

مگر اینکه تو بیایی و حیاتم بدهی

مگر اینکه تو از این وضع نجاتم بدهی

از به خود آمدن این قافله را گم کردیم

وای بر ما پسر فاطمه را گم کردیم

دست برداری از این غیبت طولانی اگر

من به پای تو بریزم طلبی جانی اگر

...

عمروعاصی نشوی، طبل به دستت ندهند

باز با حیله ی سرنیزه شکستت ندهند

عمروعاصی نشوی، پشت امامت خالی است

بی علی دست تو فردای قیامت خالی است

با علی باش که ده ضربه ی دیگر مانده

این علی دوستی از مالک اشتر مانده

با غلامی علی منصب شاهی هیچ است

پیش ماه رخ دلدار سیاهی هیچ است

طعنه خوردیم که خوردیم دگر برگردیم

ولی از معرکه ما سینه سپر برگردیم

...

یادتان هست همه عین برادر بودند

تاجر و کارگر انگار برابر بودند

یادتان هست همه گوش به فرمان بودند

سینه چاک سخن پیر جماران بودند

...

جنگ امروز به دنبال اصول دین است

این همان زخم قدیمی است ببین چرکین است

چشم وا کن اخوی! خوب ببین یار کجاست

نخل بسیار ولی میثم تمار کجاست؟

أین عمّار؟ کجایید جوانان وطن؟

أین عمّار؟ بیایید جوانان وطن

ما محال است که از بیعتمان برگردیم

تا که مثل پسر فاطمه بی سر گردیم

بعد از این شام سیه بار سحر می آید

یوسف گم شده دارد ز سفر می آید

یادمان هست که مدیون شهیدان هستیم؟

اهل جمهوری اسلامی ایران هستیم؟

...

رنگ ها رنگ خزان است بیا برگردیم

این سفر بار گران است بیا برگردیم

صحبت جایزه ملک ری و گندم بود

خواهرت دل نگران است بیا برگردیم

چشم شوری به علی اکبرتان خیره شده

صحبت مرگ جوان است بیا برگردیم

 

پياده تا كربلا؛ تاريخچه زيارت با پای پياده‌

پياده تا كربلا؛ تاريخچه زيارت با پای پياده‌
 

علما و بزرگان نيز به تأسي از ائمه اطهار (ع)، اهتمام بسيار زيادي به اين سنت حسنه داشته‌اند و نقل شده كه زيارت كربلا با پاي پياده، تا زمان مرحوم شيخ انصاري (قده) مرسوم بوده و حتي نقل شده است كه ايشان طبق نذري كه داشته، با پاي پياده به زيارت امام علي بن موسي الرضا (ع) رفته‌اند. و مرحوم آخوند خراساني (قده) نيز به همراه اصحابشان با پاي پياده به زيارت كربلا مشرف مي‌شدند.

زيارت خانه خدا و مراقد ائمه اطهار (ع)، از امور مهم معنوي شمرده شده و روايات بسياري درباره آن وارد شده است. پاداش‌هاي اخروي مختلفي براي زيارت بيان شده و در روايت آمده است كه اهل بيت (ع) به زيارت زوار رفته و هول و هراس قيامت را از آنها دور كرده [۱] و ايشان را مورد شفاعت خود قرار مي‌دهند [۲]. زيارت امام حسين (ع) نيز مورد سفارش بسياري قرار گرفته و روايات و پاداش‌هاي فراواني براي آن وارد شده است. زائر آن حضرت (ع) از آتش دوزخ در امان است [۳] و زيارت ايشان، برابر با هزار حج و هزار عمره و آزاد كردن هزار بنده است، اجر هزار شهيد از شهداى بدر و هزار روزه‌دار و هزار صدقه مقبوله به زائر امام حسين (ع) عطا شده [۴] و آمرزش گناهان گذشته و آينده‏، كمترين ثوابي است كه به او كرامت مي‌شود. [۵]

براي زيارت، علاوه بر پاداش‌هاي اخروي، فوائد و ثمرات مختلفي از جمله تزكيه نفس و خداشناسي، بيداري دل‌ها و ياد آخرت بيان شده و زيارت، بيان‌گر اعلام وفاداري [۶] و ابراز ادب و ارادت به مراد است. شاخص‌ترين ثمره زيارت را مي‌توان تعظيم و بزرگداشت جايگاه خداوند و ائمه اطهار (ع) دانست و اين نكوداشت زماني كه با پاي پياده صورت گيرد، علاوه بر تعظيم فراواني كه در اين حركت وجود دارد، سبب ايجاد ارتباط معنوي عميقي شده و جلوه‌اي عاشقانه از بندگي را به رخ مي‌كشد. به فرموده مرحوم دربندي: زائر پياده، خود را در برابر سلطان اقليم جوانمردي و خورشيد سپهر عصمت و شهادت، كوچك مي‎شمارد. [۷]

زيارت با پاي پياده، بزرگداشتي است كه از گذشته بوده و اختصاص به زمان خاصي ندارد، همان گونه كه نقل شده، حضرت آدم هزار بار به زيارت خانه خدا رفت، در حالي كه اين مسير را به وسيله قدم‌هايش پيمود [۸] و اين شيوه، اختصاص به دين و فرهنگ خاصي هم ندارد [۹]، همان گونه كه قيصر، پادشاه روم با خدا پيمان بسته بود كه هر گاه در نبرد با امپراتوري ايران پيروز شود، به شكرانه اين پيروزى بزرگ، از مقر حكومت خود (قسطنطنيه)، پياده به زيارت بيت المقدس برود و پس از پيروزى، به نذر خود عمل كرده و پاى پياده رهسپار بيت المقدس شد [۱۰].

در دين مبين اسلام نيز، زيارت با پاي پياده، سنتي حسنه شمرده شده و سفارش بسياري بر آن شده است. امام صادق (ع)، محبوب‌ترين وسيله تقرب بنده به خداوند را زيارت خانه او با پاي پياده دانسته و مي‌فرمايند: يك حج با پاي پياده، برابر با هفتاد حج است [۱۱]. تشرف با پاي پياده به بارگاه ائمه اطهار (ع) نيز مورد تأكيد بسياري قرار گرفته و امام صادق (ع) مي‌فرمايند: هر كه پياده به زيارت امير مؤمنان (ع) رود، خداوند متعال به هر گامى ثواب يك حجّ و يك عمره براى او نوشته مي‌شود، و اگر پياده برگردد، به هر گامى، براى او ثواب دو حجّ و دو عمره مي‌نويسند [۱۲]. زيارت امام حسين (ع) نيز با پاي پياده مورد سفارش بسياري قرار گرفته و امام صادق (ع) مي‌فرمايند: هر كه پياده به زيارت او رود، هر گامى كه بردارد و بگذارد، ثواب آزاد كردن بنده‌اى از اولاد اسماعيل را دارد و در روايت ديگري نيز مي‌فرمايند: هر كه پياده به زيارت قبر امام حسين (ع) رود، خداوند متعال به عدد هر گام براي او هزار حسنه نوشته و هزار گناه را از او محو مى‌كند [۱۳]. و روايات در اين باب، بسيارند.

مرحوم شيخ بهايي، براي رواج فرهنگ زيارت در بين مردم، در سال ۱۰۰۹ ه. ق از اصفهان عزم مشهد كرده و با پاي پياده به زيارت امام علي بن موسي الرضا (ع) رفت

اهل بيت (ع) نيز به اين سنت نيكو اقدام كرده‌اند و نقل شده است كه امام حسن (ع) بيست و پنج مرتبه از مدينه با پاي پياده به زيارت خانه خدا رفتند [۱۴]. امام حسن (ع) در مسير زيارت خانه خدا، از مركب پياده شده و مسافت بين مدينه تا مكه را با پاي پياده طي نموده و تمام كاروان نيز به تأسي از ايشان از مركب پياده شدند؛ به گونه‌اي كه ديگر سواره‌اي در كاروان وجود نداشت [۱۵]. و در روايت ديگري نيز بيان شده است كه امام حسين (ع) راه را پياده مي‌پيمود، در حالي كه محمل‌ها و جهازها در كنار ايشان حركت مي‌كردند [۱۶].

از نقل‌هاي تاريخي [۱۷] اين گونه به دست مي‌آيد كه تشرف به بارگاه ائمه اطهار (ع) با پاي پياده، از زمان حضور ائمه رايج بوده [۱۸] و در نقاط مختلف سرزمين اسلامي صورت گرفته است [۱۹]؛ ولي در قرن‌هاي گوناگون اسلامي و به مقتضاي حكومت‌هاي مختلف، مشكلات بسياري به خود ديده و همان گونه كه زيارت ائمه اطهار (ع) در زمان‌ها و مكان‌هاي مختلف دچار سختي‌هاي فراوان بوده، اين سنت نيز داراي فراز و نشيب بوده است.

حاكمان حكومت‌هاي شيعي مانند حكومت آل بويه و حكومت صفويه، به اين سنت حسنه اقدام كرده و سعي در تبليغ آن بين شيعيان داشته‌اند. بنا به نوشته ابن جوزي، جلال الدوله، يكي از نوادگان عضدالدوله [۲۰]، در سال ۴۳۱ ه. ق با فرزندان و جمعي از ياران خود براي زيارت، رهسپار نجف شده و از خندق شهر كوفه تا مشهد اميرالمؤمنين (ع) در نجف را كه يك فرسنگ فاصله بود، پياده و با پاي برهنه پيمود [۲۱]. در زمان حكومت صفويه نيز اهتمام بسياري بر زيارت با پاي پياده صورت گرفته است. شاه عباس صفوي و علماي بزرگ عصر ايشان همچون مرحوم شيخ بهايي، براي رواج فرهنگ زيارت در بين مردم، در سال ۱۰۰۹ ه. ق از اصفهان عزم مشهد كرده و با پاي پياده به زيارت امام علي بن موسي الرضا (ع) رفت [۲۲]. نقل‌هاي ديگر تاريخي نيز شهادت بر اين مطلب مي‌دهد [۲۳].

علما و بزرگان نيز، به تأسي از ائمه اطهار (ع)، اهتمام بسيار زيادي به اين سنت حسنه داشته‌اند و نقل شده كه زيارت كربلا با پاي پياده، تا زمان مرحوم شيخ انصاري (قده) مرسوم بوده [۲۴] و حتي نقل شده است كه ايشان طبق نذري كه داشته، با پاي پياده به زيارت امام علي بن موسي الرضا (ع) رفته‌اند [۲۵] و مرحوم آخوند خراساني (قده) نيز به همراه اصحابشان با پاي پياده به زيارت كربلا مشرف مي‌شدند [۲۶]. ميرزا حسين نوري (قده) اهتمام بسياري به اين امر مهم داشته و هر سال در روز عيد قربان به همراه جمعي از زائرين امام حسين (ع) به پياده‌روي از نجف تا كربلا اقدام مي‌كردند و اين سفر، سه روز به طول مي‌انجاميد [۲۷].

تشرف به كربلا با پاي پياده، تا زمان محدث نوري (قده) بين طلاب و فضلاي حوزه نجف رسم بود، ولي با وارد شدن اولين نوع از اتومبيل‌ها به منطقه، سفرهاي كارواني تعطيل شده و به دنبال آن، زيارت با پاي پياده نيز بسيار كمرنگ شد و به فراموشي سپرده شد. ولي پس از مدتي و با مطرح شدن آيت الله العظمي سيد محمود شاهرودي (قده) به عنوان يكي از اساتيد و مدرسان با نفوذ معنوي حوزه نجف، به علت التزام و اصرار ايشان در پياده رفتن به كربلا، مجددا مسئله پياده رفتن به كربلا به عنوان يك سفر مقدس رايج شد و با توجه به اين كه در اين سفر، بعضي از ايرانيان نيز گاهي اوقات، ايشان را همراهي مي‌كردند، رفته رفته مردم عراق به اين مسئله توجه نموده و اين گونه سفرهاي مقدس رواج يافت [۲۸].

ايشان حدود ۲۶۰ مرتبه [۲۹]، مسير كربلا را با پاي پياده پيموده و در اين سفر معنوي، جمعي از اطرافيان و شاگردان، ايشان را همراهي مي‌كردند. اين امر سبب شد تا پياده‌روي كربلا بين طلاب و حوزويان رواج بسياري پيدا كند و نقل شده است كه مرحوم علامه اميني در زيارت‌هايي كه به كربلاي معلي داشته‌اند، براى كسب پاداش بيشتر، بارها مسير بين نجف تا كربلا را با پاي پياده پيموده‌اند [۳۰]. اين امر، چنان بين روحانيون ساكن در نجف اشرف رواج پيدا كرده بود كه غالب طلاب بارها مسير اين شهر تا بارگاه امام حسين (ع) را پياده پيموده و حتي در غير زمان اربعين و عرفه [۳۱] نيز گروه‌هايي از طلاب، پياده به سمت كربلا حركت مي‌كردند. غالب علماي معاصر نيز در سفر پياده كربلا شركت كرده و كرامات و خاطرات زيبايي از اين سفرها نقل شده است. [۳۲]

سفر پياده تا كربلا، به مرور زمان در عراق گسترش بسياري پيدا كرد و در مناسبت‌هاي مختلف، زائران امام حسين (ع) از سراسر اين كشور، به سمت كربلا حركت كرده و با پاي پياده مسير شهرشان تا كربلاي معلي را مي‌پيمودند و در بين آن مناسبت‌ها، پياده‌روي اربعين از جايگاه ويژه‌اي برخوردار بود. با روي كار آمدن دولت بعث عراق، حكومت با اين مسئله به شدت برخورد نموده و بسياري از زائرين پياده را اسير و اعدام كرد و اين مراسم مذهبي را به تعطيلي كشانيد، ولي بعد از سقوط صدام، عشق حسيني، دلباختگان امام حسين (ع) را به سمت خود كشانده و دوباره اين سنت حسنه و ارزشمند را برپا كرده است. شيعيان و عاشقان سالار شهيدان (ع)، در مناسبت‌هاي مختلف، به ويژه در اربعين حسيني، بسيار پرشورتر از قبل، از شهرها و كشورهاي مختلف، به سمت كربلا روانه شده، قدم در مكان گام‌هاي اسيران كربلا قرار داده و مسيرهاي منتهي به شهر كربلا را با پاي پياده مي‌پيمايند.

ميليون‌ها [۳۳] عزادار حسيني، چنان نمادي براي شيعه معرفي كرده‌اند كه همانند آن در هيچ آيين و مذهبي پيدا نمي‌شود و چنان تعظيم شعائري برپا كرده‌اند كه جهانيان در عظمت آن مبهوت مانده‌اند.

پاورقي‌ها:
[۱] كامل الزيارات، ابن قولويه، جعفر بن محمد: ۱۱.
[۲] كامل الزيارات: ۱۲.
[۳] كامل الزيارات: ۱۲۲.
[۴] كامل الزيارات: ۱۴۲ و ۱۴۳ و ۱۶۴.
[۵] كامل الزيارات: ۱۳۸.
[۶] من لا يحضره الفقيه، ابن بابويه محمد بن علي: ج ۲، ص ۵۷۷.
قال الرضا (ع): ان لكل امام عهدا في عنق اوليائه و شيعته و ان من تمام الوفاء بالعهد زياره قبورهم.
[۷] اسرارالشهاده (چاپ سنگي): ۱۳۶.
[۸] وسايل الشيعه، حر عاملي محمد بن حسن: ج۱۱ ص۱۳۲.
[۹] دانشنامه ايران، موسوي بجنوردي محمد كاظم: ج۲ ص۳۹: ابن خردادبه دربارۀ شيز مى‌گويد: آتشكدۀ آذرجشنس (آذر گشنسپ) در آنجا بوده است و اين آتشكده در نزد مجوسان گران‌قدر بود و هرگاه كسى از ايشان به شاهى مى‌رسيد، از مداين پياده به زيارت آن مى‌رفت.
[۱۰] فروغ ابديت، سبحاني جعفر: ص۶۹۶.
[۱۱] من لايحضره الفقيه: ج۳ ص۵۳.
[۱۲] فرحه الغري، ابن طاووس عبد الكريم بن احمد: ۷۵.
[۱۳] كامل الزيارات: ۱۸۳ و ۱۸۴ و ۱۸۵.
[۱۴] فضائل الخمسه من الصحاح السته، حسيني فيروز آبادي مرتضي: ج۳ ص۳۵۱.
[۱۵]صلح الحسن (ع)، آل ياسين راضي: ۲۷ و ۲۸.
[۱۶] من لايحضره الفقيه: ج۳ ص۵۴.
[۱۸] تاريخ كربلا و حاير حسيني عليه السلام، كليد دار عبدالجواد: ۸۶: گزارشى است كه به حسين، نوه دخترى ابوحمزه ثمالى مربوط مى‌شود. او حركت پيادۀ خود از كوفه، به قصد زيارت امام حسين (ع) را گزارش كرده است.
[۱۹] رحله ابن بطوطه، تحفه النظار في غرائب الأمصار و عجائب الأسفار، ابن بطوطه محمد بن عبد الله: ج۳ ص۱۳۳.
ترجمه سفرنامه ابن بطوطه، موحد ابطحي محمد علي: ج۲ ص۵۹: در اين هنگام خضر خان در فاصلۀ دو روزه راه از دهلى در جايگاهى كه سندبت (سند پات) ناميده مى‌شود، بنا به نذرى كه داشت، پياده به زيارت قبور شهيدانى كه در آن نقطه واقع است رفته بود تا در حق پدر دعا كند.

[۲۰] ابوشجاع عضدالدوله يا فناخسرو )پناه خسرو) يكي از امراي خاندان آل بويه در ايران و عراق بود. او بزرگترين امير اين خاندان شمرده مي‌شود.
[۲۱] المنتظم في تاريخ الملوك و الأمم، ابن الجوزي ابي الفرج عبدالرحمن بن علي بن محمد بن علي: ج ۸، ص ۱۰۵.
[۲۲] ايران در عصر صفوي، راجر سيوري: ۹۷.
[۲۳] ايران در زمان شاه صفي و شاه عباس دوم، واله اصفهاني: ۱۷۶: و از قريۀ بشماسى كه تا حظيره  مقدسه دو  فرسنگ راه بود به بلدى رعايت ادب و آداب آن مسافت را پياده قطع فرمود.
تاريخ جهان آراي عباسي، وحيد قزويني محمدطاهر بن حسين: ۲۰۶: بعد از ورود رايات نصرت آيات در اندك روزى قلعه به تصرف آمد و حكومت آنجا به صفى قلى خان شفقت شد و به قصد زيارت عتبات سدره مرتبات از يك منزلى نجف اشرف پياده روانۀ زيارت شدند.
خلاصه التواريخ، منشي قمي احمد بن حسين‏: ج۲ ص۱۰۷۳: شاه جهانيان چون به حوالى آن شهر دلبند رسيدند غسل زيارت كرده پياده بآستانه تشريف بردند.
[۲۴] نجم ثاقب در احوال امام غايب (ع)، نوري حسين بن محمد تقي: ۲۵.
[۲۵] مردان علم در ميدان عمل، حسيني سيد نعمت الله: ج۲ ص۳۷۵.
[۲۶] روح مجرد، حسيني طهراني سيد محمد حسين: ۵۵۳.
[۲۷] جم ثاقب در احوال امام غايب (ع)، نوري حسين بن محمد تقي: ۲۶.
[۲۸] زندگي و مبارزات آيت الله العظمي سيد محمود حسيني شاهرودي به روايت اسناد: ۴۱.
[۲۹] سيماي شاهرود، بوستان كوير، رعايتي جعفر: ۱۰۱.
[۳۰] فرهنگ زيارت، محدثي جواد: ۶۷.
[۳۱] مانند اول رجب، نيمه رجب، نيمه شعبان، تمام ايام زيارتي امام حسين (ع) به ويژه شب عاشورا و شب‌هاي جمعه.
[۳۲] عمرم چگونه گذشت؟ زندگي نامه حضرت آيت الله شيخ علي آزاد قزويني، آزاد قزويني علي: ۵۵: مدتي گذشت و غير از خودم و فرزندم حسن كسي را نمي‌ديدم. متوجه شدم به فرمايشات حضرت آيت الله العظمي شاهرودي، كه ببينم در آن جا چه مي‌بينم. ناگهان صداي مرغ‌هايي را شنيدم كه از آن جنگل بيرون مي‌آمدند، از طرف مشرق به مغرب مي‌رفتند به طوري كه آن جاده پر از آن مرغ‌ها شده بود و آن مرغ‌ها خاكستري رنگ بودند و قدري از گنجشك بزرگ‌تر بودند. جمعيتي از مرغ‌ها اول وارد جاده شدند و به زبان فصيح عربي مي‌گفتند: «واي حسين (ع) قد قتل». اين‌ها از جاده رد مي‌شدند. عده زيادي هم بعد از آن‌ها از آن جنگل وارد آن جاده مي‌شدند و به زبان فارسي فصيح صدا مي‌زدند: «واي حسين (ع) كشته شد». بنده با فرزندم حسن آن جا ايستاديم و بنده از حالي به حالي شدم؛ به طوري كه از ناراحتي گاهي گريه مي‌كردم و گاهي به آن‌ها نگاه مي‌كردم و صداي آن‌ها را مي‌شنيدم. آن جا ايستادم تا آفتاب غروب كرد. نه مرغ‌ها را ديدم و نه صداي آن‌ها را شنيدم و از جمعيتي هم كه از آن جا مي‌رفتند كسي را نمي‌ديدم. بعد حركت كردم به طرف كربلاي معلي.
[۳۳] علي الصفار، سخنگوي حرم مطهر حضرت عباس (ع) در گفتگو با شبكه جهاني الكفيل (شبكه رسمي حرم عباسي) آمار زائرين پياده در سال ۱۴۳۵ ه. ق را بيش از ۱۸ ميليون اعلام كرد.
*مباحثات

پیاده تا کرب وبلا

حسین جانم چه شود قسمت من باشد پیاده تا کرب وبلا آرام زمزمه کنم با چشمان اشکبار...
هوای حسین،هوای حرم/ هوای شب جمعه زد به سرم /روانه شوم به سوی ضریح
بگیری اگر زیر بال و پرم /به زیر علم،قدم به قدم /روانه شدم رو به سوی حرم
بدون حسین بدون جنون /خدا چه شود آخر عاقبتم /حسین مولا،حسین مولا
بده صدقه به راه خدا /بده شب جمعه تو کرب و بلا/نفس نزنم نفس نکشم
بدون تو یا سید الشهداء /لباس غمت به قامت من /صدا زدن تو عبادت من
اگر بشود به لطف شما /زیارت شش گوشه قسمت من /حسین آقام،حسین آقام
دلم زغمت شکسته شده/ زدوری تو زار و خسته شده /که رشته ی دل ز روز ازل
به پای ضریح تو بسته شده /چه مویه کنان به سینه زنم / به غصه و داغ تو سر شکنم
خوشم که شود به لحظه ی مرگ /لباس سیاه شما کفنم/ حسین آقام،حسین آقام
 

big-man-nakhaham-mand-dar-hasratat-karbala-1.jpg
big-man-nakhaham-mand-dar-hasratat-karbala-1.jpg · 945x1337px, 356KB