جمهوری اسلامی اهل خیانت در آراء مردم نیست . 

سخنرانی امام خامنه ای بعد از رأی دادن در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی
برای دریافت فایل ، با توجه به سرعت اینترنت خود ، یکی از سه لینک روبرو را کلیک نمایید:
برای استفاده این صوت در سایت یا وبلاگ خود می توانید از این کد استفاده کنید:


پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR كلیپ صوتی «جمهوری اسلامی اهل خیانت در آراء مردم نیست» را منتشر كرد.
این كلیپ صوتی شامل بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پیرامون صیانت جمهوری اسلامی از آراء ملت و گفتمان قانون‌گرایی است.
 
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif بخش‌هایی از بیانات رهبر انقلاب اسلامی كه در این كلیپ می‌شنوید:

بحمدالله روال انتخابات تا امروز روال خوبى بوده است. یكى از نكات برجسته و مثبتى كه انسان مشاهده میكند - با خبرهایى كه داریم، با اطّلاعات آشكارى كه وجود دارد - این است كه گفتمان مردم در این انتخابات، گفتمان قانون‌گرایى است؛ با هر كسى صحبت میكنند، مصاحبه میكنند، مردم از تبعیّت از قانون میگویند؛ این خیلى حادثه‌ى باارزش و برجسته‌اى است؛ قانون‌گرایى. از بى‌قانونى مردم لطمه دیدند؛ در سال ۸۸ عدم تبعیّت از قانون، لگد زدن به قانون، به كشور لگد زد؛ این را مردم دیدند. یكى از پدیده‌هاى برجسته‌ى امروز این است كه مردم نگاهشان، گرایششان قانون‌گرایى است. خوشبختانه تا امروز، هم مسئولین، هم نامزدهاى مختلف و محترم رعایت كردند جهات قانونى را، مراعات كردند؛ ان‌شاءالله بعد از این هم همین خواهد بود. یك نكته‌ى مهم این است.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم ۱۳۹۲/۰۳/۲۲

مردم اطمینان دارند؛ اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند كه جمهورى اسلامى اهل خیانت در آراء مردم نیست. ساز و كارهاى قانونى انتخابات در كشور ما اجازه‌ى تقلب نمیدهد. این را هر كسى كه دست‌اندركار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق میكند؛ آن هم در حد یازده میلیون تفاوت! یك وقت اختلافِ بین دو رأى، صد هزار است، پانصد هزار است، یك میلیون است، حالا ممكن است آدم بگوید یك جورى تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما یازده میلیون را چه جور میشود تقلب كرد! در عین حال بنده این را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همین را قبول دارند كه اگر كسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه میدهند، باید حتماً رسیدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسیدگى فقط از مجارى قانونى. بنده زیر بار بدعتهاى غیرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شكسته شد، در آینده هیچ انتخاباتى دیگر مصونیت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برنده‌اند، بعضى برنده نیستند؛ هیچ انتخاباتى دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد كرد. بنابراین همه چیز دنبال بشود، انجام بگیرد، كارهاى درست، بر طبق قانون.

"جلسات اخلاقی چه ارتباطی با مسائل سیاسی دارد؟"

فعالیت سیاسی از نگاه اخلاق و پاسخ به شبهه

 

"جلسات اخلاقی چه ارتباطی با مسائل سیاسی دارد؟"

 

این ایام که امتحان بزرگی در پیش رو هست و امید هست که رحمت خدا؛ و به برکت خون شهدا به برکت بصیرت ملّت ایران به برکت هدایت های ملکوتی این عبد صالح و ولیّ الهی و به برکت راهی که این امت پیش گرفته و هدفش تحقق عبودیت در روی روی زمین است و به برکت دعای آقا امام زمان علیه السلام امید قطعی است که إن شاء الله خداوند مثل امتحانهای گذشته در این امتحان هم ، ملت ایران را پیروز خواهد کرد.

اما سوالی که احتمالا به نظر بعضی ها برسد کما اینکه در فتنه گذشته به ذهن بعضی ها رسیده بود ، این است که جلسات اخلاق و مباحث اخلاقی چه ربطی به مسائل اجتماعی ، سیاسی، دارد؟

جلسات اخلاق ، بایست همان گفتن ، تذکرات ، گریه کردن ، حال گرفتن و بالاخره خود را به فضای پاکی رساندن و از این قبیل مسائل باشد.

ارتباط با این مسائل ، جلسات اخلاق را مخدوش می کند . قداست آن را از بین می برد ؛ یا اصلا با راه اخلاق سازگار نیست ؛ این شبهه پاسخش خیلی واضح است ،

بله اگر اخلاق منظور این باشد که انسان با وقار بشیند،با وقار بلند شود،با وقار راه برود ،با وقار به زندگی شخصی خودش برسد و مواظب باشد که کاری پیش نیاید که وقار او را به هم بزند و تمام برنامه هایش در راستای این هست ، در این دیدگاه ، و در این اخلاق نباید مشغول به این مسائل باشد ، که بسیار مضر هست .

اما اگر منظور از اخلاق این باشد – که به فرمایش قرآن و روایات صحیحش همین است - که ما عقیده داریم و اصلِ از اصول عقایدمان است که ما تمام ذرات وجودیمان ، حرکات وجودیمان ، تمام اعمال و کردار باطنی و ظاهریِ ما ، در تمام ابعادش در حال ساخت و تشکیل حقیقت باطنی مان برای نظام آخرت هستی و حتی ذرۀ خردلی از اعمال مورد حساب قرار خواهد گرفت و تمام افعال ما در ساختار باطنی مان مستقیما مؤثر است ، اینجا دیگر موضوع فرق می کند .

با این دیدگاه اخلاق یعنی ساختار شخصیت باطنی برای زندگی عالم دیگر. این یک حساب دیگری دارد. اینجا دیگر مساله رفتار شخصی ، خانوادگی ، اجتماعی ، سیاسی و هرگونه عملی که انسان ، حتی پلکی که می زند ، مسایل شخصی ، مسایل اجتماعی، مسایل سیاسی ، مسایل علمی ، وهمه صفاتی که از بینش از انسان صادر می شود این اخلاق اوست ، این خُلق اوست ، این صفات وضعیت باطنی اوست که به بیرون ظهور می دهد.

بنابراین با این دیدگاه که ما در زمان غیبت کبری موظف هستیم، در تمام امور اطاعت از ولی فقیه داشته باشیم، پس فقط این نیست که در تیمم و وضو و نجاسات بگوییم مطیع هستیم ، چون مرجعمان فرموده که فلان غذا حرام است ، نمی خوریم ، فلان غذا حلال است، می خوریم ، فلان کار واجب است ، مرجعم فرموده این گونه نماز بخوان ، می خوانم، اما وقتی به امورات دیگر برسد ، آنجا دیگر مربوط به خودم هست. خب این باطل بودنش خیلی واضح است .

مثالش به این می ماند که ما بگوییم ، خیلی مواظب باش به ریه هایت آسیبی نرسد . بقیه مهم نیست ، قلب بهش آسیب رسید ، یا ضربه دیگر ریه سالم به چه دردی می خورد؟

یا بگوییم حتما اکسیژن هوا به بدنتان برسانید ، بقیه مهم نیست آب و غذا ضرورتی ندارد ، معلوم است که ادامه حیات انسان به هماهنگی همه اعضاء و تامین بودن همه مواد لازم بستگی دارد.

ما در تیمم ، در غسل ، در وضو خیلی ریز دقت بکنیم چرا ؟ چون مرجعمان اینطور فرموده . در غذا احتیاط کنیم که آقا این مثلا شبه ناک است ، یک وقتی من مثلا غذای شبه ناک بخورم ، در روز قیامت این طور می شود . یک بُعد شخصیت مان را که مربوط به عالم بعد است ، این را خیلی دقیق و با وسواس درست می کنیم اما بعد دیگرش را نه !!!

اگر دخالت در سیاست کنم آلوده می شوم ، مربوط به مسائل اجتماعی است ، آن وقت من هم سیاسی می شوم .

ما می گوییم این مگر کمتر از یک لقمه غذا خوردن شبهناک است ، بله ما اگر ما سیاسی نشویم . ربا را می آورند قانونی می کنند ، که بدتر می شود.

شما چطور از یک لقمه شبهناک فرار می کنید، اما می گویید به من ربطی ندارد ، ربا قانونی بشود !!!

اینجا دیگر بحث اجتماعی ، سیاسی ، فردی نیست اینجا بحث اطاعت از امر الهیست. فلذا با این دیدگاه اخلاق به این معنا، خب این یک وظیفه دینی است . یک عقیده باطنی انسان است ، هیچ ربطی به مسائل گروهی و جناحی و این سیاسی بازی های معمول در عالم ندارد .

با این عقیده اصلا معنای سیاست یک معنای دیگری است . با این بینش هر سیاست مداری ، هر فعالیت اجتماعی که تحت اطاعت ولی الهی نباشد ، قمار بازیست، ملاحظه منافع جناحی،منافع حزبی،منافع شخصی، منافع گروهی و هر منفعتی غیر از اطاعت امر ولی الهی این هیچ ربطی به سیاست ندارد.

اصلا از این دیدگاه ، معنای سیاسی بازی غیر از اطاعت عملی از ولیّ الهی ، قمار بازیست، چطور یک قمار باز با همه حیله و کلک ها می خواهد ، منفعت شخصی خودش را بالا ببرد ، سیاسی باز هم، دنبال این است که بالاخره ما به هر شکلی منفعت مربوطه ی خودم را پیدا کنیم.

آنان سیاسی بازی هایشان را و مغزشان را با ورزش در شطرنج ، تربیت می کنند که چه جور من ذهنم را تیز بکنم تا حریف را بکوبم و پیروز بشوم. اینها نور مغز فکریشان را از نور قرآن نگرفته اند،از نماز شب نگرفته اند ، از اطاعت از معارف اهل بیت(ع) نگرفته اند، که بگویند من با نوراتیت توحید به عنایات الهی بفهمم که در این برنامه ریزی سیاسی چه کار بکنم که امر الهی پیاده بشود؟ این مثل یک قمار باز با همه حیله ذهنش رو ورزش داده ، تمرین داده ، سوراخ سنبه های شیطانی را یاد گرفته ،علمی کرده ، حتی این کارها را فرمولی کرده ، که با آن فرمول های خاص ، بالاخره به آن منفعت فردی و گروهی و حزبی خودش برسد؛

اما از دیدگاه توحیدی ، اصلا سیاست یک معنایی دیگری دارد و این هرگز آلوده شدن به منافع شخصی و گروهی و حزبی نیست ، پس سیاستبا این دیدگاه یک وظیفه الهی در کلیه مسائل زندگی، اعم از اجتماعی ، اداری ، سیاسی ، فردی و ... است.

یک فرد اخلاقی توحیدی بدنبال این وظیفه خودش است که مبادا روز قیامت من مورد سوال قرار بگیرم. دردش اصلا یک چیز دیگری است. این مسائل دنیا ، کُلّش را جمع بکنیم چیزی نیست که انسان بخواهد مثلا به آن آلوده بشود ، به آن تعصّب نشان بدهد و طرفداری بکند و چنین و چنان بکند ، اما این ورود در مسایل اجتماعی و سیاسی با دید اخلاقی و توحیدی متفاوت است ؛ صورت قضیه مثل هم است ؛همه فعالیت می کنند ، به دنبالمثلا انتخابات هستند . اما اینجا مبنای ورود متفاوت است.

هر اداره ای باید رئیسی داشته باشد که اداره بشود ، فلان وزارت خانه باید بالاخره یک وزیر داشته باشد تا اداره بشود ، همه دنبال یک نقطه اند ، اما نیت آنهایی که بدنبال اطاعت ولی فقیه هستند حُکم خدا هستند . نیّت اینها ، و باطن اینها یک چیزی است و برای قمار بازهای سیاسی یک چیز دیگری است.

 

ادامه نوشته

پیام تبریک عید سعید غدیر خم در سال 91




فرستادن به ایمیل
به پاس گرامیداشت عید سعید غدیر خم
پیام تبریک عید سعید غدیر خم در سال 91
عید سعید غدیر خم
بر حامیان و پیروان ولایت و امامت ، خجسته و مبارکباد
 علی ای همای رحمت ؛ صوتی بشنوید
 دعای وارده در روز عید غدیر ؛ صوتی بشنوید
بر سرِ آسمانی آن ظهر ... آیه های شکوه نازل شد
مژده دادند آیه های شکوه ... دین احمد (ص) دوباره کامل شد
□ از خم غدیر ، مِی ولایت می نوشیم و در کوچه های امامت، همراه نبوت جاری می شویم و به یاد غدیر و ذیحجه ، هجده ایه تلاوت می کنیم.
ایام اگرچه همه از حی قدیر است
پاکیزه ترین روز خدا عید غدیر است
غدیر ، حلقه میانی «رسالت» و «امامت» است . از سویی به «بعثت در حرا» وصل می شود و از سوی دیگر به «شهادت در کربلا» پیوند می خورد و فاصله میان حرا تا کربلا را دریایی از باورهای پاک و هدایت های آسمانی پر کرده است که در غدیر ، تجسم یافته است.
□ احقاق حق توده های وسیع ، رفع تبعیض و ستم و نشر عدالت کلّی در سطح بشریت ، به رجوع به غدیر و زنده کردن محتوای آن بستگی دارد.
علی (ع) در قرآن
نام حضرت علی (ع) به صراحت در قرآن نیامده است ؛ امّا ایات بی شماری در شأن حضرت و عملکرد خاصِّ ایشان یا درباره ولایت ، یا اهل بیت (ع) نازل شده که شامل او نیز می باشد. از جمله:
1) ایه مربوط به انفاق او در شب و روز و آشکار و نهان؛ بقره: 274.
2) ایه مربوط به فداکاری او در شب خوابیدن در بستر پیامبر اکرم (ص) در شب هجرت؛ بقره: 207.
3) ایه مربوط به انفاق انگشتر در حالت رکوع به فقیر؛ مائده: 55.
4) ایه مربوط به تبلیغ ولایت او در غدیر خم؛ مائده: 67.
5) ایه مربوط به تکمیل دین پس از ابلاغ امامتش در غدیر خم؛ مائده:3.
6) ایه لزوم اطاعت از اولی الأمر در کنار اطاعت از خدا و رسول (ص)؛ نساء: 59.
7) ایه مربوط به انفاق افطار به مسکین و یتیم و اسیر؛ انسان: 6 ـ 9.
8) ایه مربوط به مباهله پیامبر و اهل بیت(ع) با نصارای نجران؛ آل عمران: 61.
9) ایه تطهیر اهل بیت از پلیدی، مربوط به اهل کساء؛ احزاب: 33.
10) ایه مربوط به مودّت اهل بیت(ع) به عنوان اجر رسالت؛ شوری:23.
معناى دقيق جمله 'مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ...' حوادث سال دهم هجرت - حجة الوداع 
با قطره اشكى پر از انتظار ... سلام ؛ عید سعید غدیر خم عید ولایت بر شیعیان امامت مبارک باد
غدير ، اعتقاد مقدس ما
' غدير '، اين نام مقدس، عنوانِ عقيده واساس دين ما است
' غدير '، عصاره و نتيجه ى خلقت و چكيده ى تمام اديان الهى و خلاصه ى مكتب وحى است
' غدير '، اعتقاد ماست ، و فقط يك واقعه ى تاريخى نيست.
' غدير '، ثمره ى نبوّت وميوه ى رسالت است
' غدير '، تعيين خط مشى مسلمين تا آخرين روز دنيا است.
' غدير '، نه فراموش شدنى است نه كهنه شدنى!!
' غدير '، آبى است كه همه ى درختان و گل بوته هاى باغستانهاى توحيد براى تغذيه و رشد به آن نيازمندند.
' غدير '، صراط است. با ايمان به غدير مى توان از اين صراط گذشت و گرنه لبه ى شمشيرى است كه هر منافق و ملحدى را دو نيمه خواهد ساخت
' غدير '، حساس ترين مقطع اسلام است كه در آغاز شكوفايى، دين خدا را از خطر حتمى دشمنان داخلى و خارجى در بُعد فكرى و معنوى نجات داد.
' غدير '، حافظ گذشته ى اسلام و ضامن بقاى آينده ى آن است، كه سياست گذار آن خداوند تعالى و اعلان كننده اش پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و مجرى آن دوازده امام معصوم عليهم السلام اند.
' غدير '، عيد همه ى انسانيت است. آن روز آرزوى نهايى از خلقت انسان بيان شد و هدف انسانيت مشخص گرديد. آنان كه آن روز را ضايع كردند حق انسانيت را زير پا گذاشتند و حق ميلياردها بشر را ناديده گرفتند.
' غدير '، در روح ما و از طينت ماست. ما با غدير به دنيا آمده ايم، و با زلالش كه با جانمان آميخته به ملاقات پروردگار خواهيم رفت
در نقطه ى غدير توقفى بايد ، كه با حقيقت انسان سر و كار دارد ، و در جهات مختلف وجودى او مؤثر است و تكليف دنيا و آخرتش را تعيين مى كند
هزار و چهارصد سال است كه شيعه زلال پر بركت غدير را به پاى درختان ولايت مى افشاند و از آن بيابانِ خشك، باغهاى پر ثمر اعتقادى و گلهاى زيباى محبت را پرورش مى دهد. خار و خس كينه هاى دشمن على عليه السلام را با برائت و لعن آنان ريشه كن نموده، و با حجتى قوى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به دستش داده مرزهاى غدير را به روى معاندين بسته و جرأت تعرّض را از آنان سلب نموده است. شهيدان غدير در عرصه ى هزار و چهارصد ساله ى آن، دنباله روى اوّلين شهيدان آن فاطمه و محسن عليهماالسلام و پيرو شهيدان با عظمت غدير در كربلا هستند. عاشورا مولود غدير و حافظ آن است؛ سنگرى رو در روى سقيفه!
در غدير چشمان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دور دستهايى را مى نگريست كه مى بايد كشتى اسلام آن را طى كند و هدف نهايى آن به ظهور برسد؛ و آينده هايى را در نظر داشت كه گرگهاى عقيده، اسلام را از داخل مورد تعرض قرار داده اند.
و اين بود كه دست على بن ابى طالب عليه السلام را گرفت و او را بلند كرد و از همانجا او را به همه ى نسلهاى تاريخ نشان داد و به عنوان جانشين خود معرفى فرمود.
اينك ما ميراث دار غديريم , كه در قله ى عظمت آن به دنيا آمده ايم. امروز غدير فراتر از ديد دشمنانش، آفتاب خيره كننده اى است كه بر همه ى جهان مى تابد، و كشتى پُرقدرتش پهنه ى گيتى را درمى نوردد، و دست غرق شدگان فتنه هاى هزار و چهارصد ساله ى سقيفه را به گرمى مى فشارد و از گردابهاى سياه كفر و گمراهى به سبزگونه ى پُرطراوت خود مى رساند تا روحشان را صفايى تازه بخشد.
اى صاحب غدير غديريان از اوج غديرت سلام مى دهند، تعظيم مى كنند، بوسه بر دستت، بر پايت، بر خاك راهت مى زنند، و در برابر مقام علىِّ تو خود را بسيار كوچك مى بينند!... مگر بپذيرى شان...!؟
مطالب مرتبط با غدیر خم
حوادث روز هيجدهم ذوالحجّة الحرام ‹‹عيد غدير خمّ››
آشنايي با احاديث مشهور ؛ حدیث غدیر
دانشنامه غدیر خم
حماسه غدير و توطئه هاى پنهان
اشعار زیبا درمدح حضرت امام علی (ع) 
غدير ، اعتقاد مقدس ما
پيشگفتار اسرار غدیر
زمينه واقعه غدير و تشكّل جامعه اسلامى 
خطابه هاى قبل از غدير
معجزه غدير، امضاى الهى و ظهور جبرئيل 
حزن شيطان در غدير، و سرور او در سقيفه
چكيده اى از خطبه غدير و تقسيم موضوعى 
تحقيق در سند و متن حديث غدير
ولايت يعنى امامت و علامت حزب اللَّه
متن عربى خطبه غدير
ترجمه فارسى خطبه غدير
پژوهشى در اهداف خطبه غدير
معناى دقيق جمله ' مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ ... '
ريشه ها و مبانى عقيدتى- عملىِ غدير در مسائل با ولايت
بررسى دقيق درباره بيعت غدير
اتمام حجت خدا و معصومين و صحابه با غدير 1
عرضه ولايت اهل بيت بر همه مخلوقات
اتمام حجت خدا و معصومين و صحابه با غدير 2
اتمام حجت خدا و معصومين و صحابه با غدير 3
چهره سقیفه در برابر غدیر
غدیر در آیینه شعر و ادب عربى
غدیر در آیینه شعر و ادب فارسى و ترکی
ياد بود ها و جشنهاى غدير

هفت سین قرآنی

هفت سین قرآنی

كاشت دو اصله نهال توسط رهبر انقلاب

بيانات بعد از مراسم درختكارى‌

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌
روز درختكارى كه در كشور معمول و باب شده، يكى از روزهاى پربركت در جمهورى اسلامى است؛ چون درخت و گياه براى كشور، براى زندگى، براى مردم، براى تنفس، يك امر ضرورى است. متأسفانه در طول سالهاى متمادى، به مسئله‌ى درخت بى‌اعتنائى شده. البته حالا خوشبختانه مردم و مسئولين به درخت و به محيط زيست توجه نشان ميدهند، ليكن به نظر ميرسد كه هرچه بيشتر بايستى در اين زمينه كار كرد. به نظر من خود مردم هم مؤثرترين و مهمترين بخش از اين كار را بر عهده دارند: حفظ جنگلها، حفظ مرتعها، حفظ زمينهاى حاصلخيز و حفظ باغات.

                             



خب، حالا ما مثلاً يكى دو تا درخت ميكاريم، مردم هم در سطح شهر و در سطح كشور مبالغ زيادى درخت ميكارند؛ اما بايد مراقب باشيم كه درختهائى را كه موجود است، حفظ كنيم؛ يكى از كارهاى مهم اين است. انسان متأسفانه گاهى مى‌بيند كه به آنچه داريم، بى‌توجهى ميشود؛ درختها را قطع ميكنند، باغها را خراب ميكنند. ان‌شاءالله بايستى اين مسائل مورد توجه قرار بگيرد. اميدواريم كه سبزه و گياه و نشاط و رويش در كشور ما و بين مردم ما روزافزون باشد.

ان‌شاءالله موفق و مؤيد باشيد. خدا حافظ شما.

سخنراني استاد وارسته  شیخ علی فروغي

سخنان استاد فروغي" به زبان آذري" در ايام فاطميه سال 89 با موضوع «حقيقت انسانيت و نقش انسان در اين دنيا، توجه به اهداف متعالي در زندگي براي يافتن حقيقت بندگي» (10:30)
| حجم فایل : 4.21 MB |
   
بيانات حاج آقا فروغي" به زبان آذري" در ايام فاطميه سال 89 با موضوع «هدف مند بودن در زندگي و نتائج آن، نقش بندگي در زندگي انسان و توجه به اعمال و رفتارهائي که از انسان سر مي زند» (11:04)
 حجم فایل : 4.44 MB |
   
سخنان استاد اخلاق حاج آقا فروغي" به زبان آذري" در مورد «ظهور اعمال انسان در دنيا و آخرت، معناي شاهد اعمال بودن خدا و ملائکه و اشاره به داستان شخصي که طمع کرد و در دنيا نتيجه کارش را ديد» (11:23)
| حجم فایل : 4.57 MB |
   
روضه خواني حجت الاسلام فروغي" به زبان آذري" به مناسبت شهادت بانوي دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) (05:44)
 | حجم فایل : 2.3 MB |
   
سخنان استاد فروغي" به زبان آذري" در ايام فاطميه 89مسجد شعبان تبريز پيرامون «تلاش انسان، رابطه بين کوشش و کشش در زندگي و اينکه چرا اين همه تلاش انسان در زندگي بي حاصل است؟» (13:08)
 حجم فایل : 5.27 MB |
   
بيانات حاج آقا فروغي" به زبان آذري" با موضوع «حيات حقيقي انسان، توجه به هم دلي در رابطه بين انسانها و اشاره به سرگرداني بني اسرائيل در بيابان بخاطر اعراض از دستورات الهي» (10:32)
 حجم فایل : 4.23 MB |
   
سخنان استاد اخلاق حاج آقا فروغي" به زبان آذري" با موضوع «طهارت دل، توجه به آلودگي نفس، اشاره به ضرورت حجاب و رابطه آن با طهارت قلب»فاطميه 89 مسجد شعبان تبريز (10:02)
 حجم فایل : 4.03 MB |
   
سخنراني استاد فروغي" به زبان آذري" درباره «رسم زندگي حقيقي در عالم، خود فراموشي و غفلت انسان از خدا و اشاره به معضلات زندگي امروزي» (10:21)
 حجم فایل : 4.15 MB |
   
ذکر مصيبت حضرت زهرا(س) در ايام فاطميه توسط استاد حاج آقا فروغي" به زبان آذري" (08:05)
 

زائری   بارانی ام    ،  آقا  به  دادم  می رسی؟

 


زائری   بارانی ام    ،  آقا  به  دادم  می رسی؟

بی پناهم خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی؟

گر  چه   آهو   نیستم   اما   پر   از    دلتنگی ام

ضامن   چشمان   آهوها  ، به   دادم  می رسی؟

از   کبوترها   که   می پرسم  نشانم    می دهند 

گنبد و   گلدسته هایت  را ،  به  دادم می رسی؟ 

ماهی     افتاده   بر   خاکم    لبالب     تشنگی 

پهنه    آبی ترین    دریا  ،  به   دادم   می رسی؟

ماه    نورانی   شب های    سیاه    عمر    من

ماه من  ، ای  ماه  من ،   آیا به دادم می رسی؟

من   دخیل  التماسم  را به   چشمت   بسته ام

هفتمین    دردانه    زهرا   ، به دادم  می رسی؟

باز    هم   مشهد ،   مسافرها  ، هیاهوی   حرم

=====================

هشت حبه انگور

1

اولين حبّه را كه می‌خوردی، كفر می‌رفت تا اذان بدهد

دست شيطان به تيغ زهرآگين فرق خورشيد را نشان بدهد

اولين حبّه را كه می‌خوردی، «ابن‌ملجم» به قصر وارد شد

دست بر شانۀ خليفه نهاد تا به بازوی او توان بدهد

2

دومين حبّه زير دندانت له شد و قطره‌قطره پايين رفت

كه از آن ميزبان بعيد نبود شهد اگر طعم شوكران بدهد

دومين حبّه را كه می‌خوردی، «جعده» هم در كنار «مأمون» بود

جگری تكه‌تكه می‌شد تا طشتی از خون به قصه جان بدهد

3

سومين حبّه بود كه انگار جگرت داشت مشتعل می‌شد

تشنه‌ات بود و اين عطش می‌خواست پردۀ ديگری نشان بدهد

قصر در لحظه‌ای بيابان شد، ماه افتاد و نيزه‌باران شد

پدرت نيزه‌ای به گردن كرد تا سرش را به آسمان بدهد

سومين حبّه را فرو بردی، از نديمان يكی به «مأمون» گفت:

شمر اذن دخول می‌طلبد تا به تو نامۀ امان بدهد

4

چارمين حبّه خم شدی از درد، سر به تعظيم دوست زانو زد

مردِ تسليم را همان بِهْ كه كمرش را رضا كمان بدهد

ديدی از پشت پرده جدّت را كه سر از سجده برنمی‌دارد

بعد از در «هشام» وارد شد تا سلامی به ديگران بدهد

5

پنجمين حبّه پرده‌هايی كه حائل مرگ و زندگی بودند

پيش چشمت كنار می‌رفتند تا حقيقت خودی نشان بدهد

سينه سرشار علم يافته شد، ذره‌ذره جهان شكافته شد

پنجمين قاتل از در آمد تا رنگ ديگر به داستان بدهد

6

آه از اين داستان حزن‌انگيز، مرگ اين كهنه‌راویِ صادق

قصه‌ای تازه با تو خواهد گفت زهر اگر اندكی زمان بدهد

توی آن پنجۀ سبك‌بارت خوشه از بار زهر سنگين بود

مثل بار رسالت جدّت كه بنا بود يادمان بدهد

كه حقيقت چگونه باطل شد، اصل‌مان را چه‌سان بدل كردند

پای‌مان را در اين سرابستان دست يك پای راه‌دان بدهد

بعد «منصور» نيز وارد شد...

7

هفتمين حبّه را فرو بردی ناگهان با اشارۀ پدرت

سقف زندان شكست تا سرداب جای خود را به كهكشان بدهد

قفل و زنجير و دست و گردن و پا اوج پرواز را طلب می‌كرد

آسمان نيل بود و او «موسی»، زهر فرعون اگر امان بدهد

هفتمين حبّه هفتمين خان بود، قصر دور سرت به رقص آمد

سقف تسليم شد، كنار كشيد، تا به پروازت آسمان بدهد

تو پريدی به پيشواز خطر، مثل «مأمون» به پيشواز پدر

بعد «هارون» به قصر وارد شد تا پسر نزدش امتحان بدهد

8

هشتمين حبّه، نه، نمی‌دانم مرگ با چند قطره جرأت كرد

درد با چند بوسه راضی شد تا به معراج نردبان بدهد

تو قفس را شكستی و در عرش پدرت هشت حبۀ انگور

در دهانت نهاد تا خبر از خلوت روضه‌الجنان بدهد

در كنار شكستۀ قفست چند سگ توی قصر زوزه‌كشان

چكمه‌های خليفه ليسيدند، تا به آن جمع استخوان بدهد

قاتلان تو و نياكانت جسدت را نظاره می‌كردند

باز هم در سپيده‌ای تاريك كفر مي‌رفت تا اذان بدهد...

قرن‌ها بعد، بعد از آن قصه، در غروبی غريب و خون‌آلود

از تب زخم بچه‌آهويی بی‌صدا بر درِ حرم جان داد

...

شعر از صالح سجادی

شرح حال عالم عامل ایت الله حاج شیخ حسین  مناف زاده

شرح حال عالم عامل ایت الله حاج شیخ حسین  مناف زاده

مشهور به واعظ غیاثی (ره) 

 

ایت الله واعظ غیاثی

 

                               به مناسبت رحلت عالم ربانی حاج شیخ حسین واعظ  غیاثی (ره)

 

عالم واسته، ايت الله آقای حاج شیخ حسین مناف زاده معروف به «واعظ غیاثی» فرزند مرحوم عبدالمناف در سال 1313ش در محله شهید جدیری فعلی (محلۀ غیاث سابق) در شهرستان تبریز و در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در خانواده پدری سپری نمود و بعد از طی نمودن دروس ابتدایی، کتاب های معمول مکتب خانه آن زمان را در خدمت سید محمود جنابعالی و میرزا فرج الله فرا گرفت و در حالی که هنوز دوازده سال از عمرش سپری نشده بود، وارد حوزۀ علمیۀ تبریز گردید و مقدمات علوم حوزوی و قسمتی از سطوح را از اساتید آن دیار یاد گرفت.

وی کلام را در محضر آیت الله حاج میرزا جعفر شیخ الائمه، فلسفه را از آیت الله سید مرتضی مستنبط، بخشی از شرح لمعه را از آیت الله حاج میرزا محمد علی چرندابی و حاج میرزا علی جمشید آبادی (داماد آیت الله حاج میرزا فتاح شهیدی) و رسائل و مکاسب را از آیت الله حاج میرزا فتاح شهیدی، آیت الله حاج شیخ حسین شنب غازانی و آیت الله حاج میرزا محمد بالا مجتهد فرا گرفت و با دوستانی چون میرزا عباس کماری، میرزا حسین دیزجی و سید محمد تقی آل هاشم همدرس و همبحث گردید.

ایشان برای تکمیل دروس حوزوی و برای استفاده هر چه بیشتر از محضر اساتید بلند آوازه حوزه علمیه قم، در سال 1331ش راهی شهر مقدس قم گردید و باقیماندۀ مکاسب و کفایة الاصول را از آیت الله حاج میرزا محمد مجاهدی و اسفار را از علامه سید محمد حسین طباطبایی آموخت و سپس با شور و حال جوانی و نشاط هر چه بیشتر در دروس خارج آیت الله سید محمد حجت کوه کمری و آیت الله سید حسین بروجردی حاضر گردید و در اثر شایستگی از محضر آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی اجازۀ اجتهاد و امور حسبیه و از آیت الله سید محمد وحیدی شبستری اجازۀ نقل اخبار و احادیث و امور حسبیه نائل آمد.

معظم له پس از شش سال اقامت متفرقه در جوار مرقد مطهر کریمه اهل بیت علیهم السلام به زادگاه خویش مراجعت نمود و به امر تبلیغ در مناطقی چون: زنوز، نقده، میاندوآب، خرمشهر، تبریز و خلخال و... پرداخت و به کمک اهالی متدین موفق به ساخت حمام، مسجد، پل و راه در آن مناطق گردید.

برخی از آثار قلمی وی چنین است:

1.        تفسیر قرآن، 20 جلد (خطی)؛

2.       از مدینه تا مدینه، 4 جلد (خطی).

ایشان عالمی پرهیزگار، محتاط، دلسوز، مهربان و مبلغی توانا بود و در اثر تواناییهای تبلیغی که داشت در سنین جوانی به «واعظ غیاثی»، اشتهار یافت.

از برجستگی های فقید سعید می توان به احاطه کامل او بر تاریخ اهل بیت علیهم السلام و بخصوص تاریخ حضرت سید الشهدا علیه السلام وتفسیر کلام الهی اشاره نمود. زمانی که نگارنده در یکی از ایام اقامتم در تبریز به خدمتش رسیده بودم در مورد تفسیر خویش فرمود: بنده بیش از بیست سال در تفسیر زحمت کشیده ام و حاصل آن تفسیر عرفانی، اخلاقی؛ تاریخی و علمی فعلی است که در حدود 20 جلد تالیف شده است.  

 

این عالم وارسته از حدود 25 سال پیش به علت کسالت جسمی، فعالیت های تبلیغی را تعطیل نمود و خانه نشین گردید. او با وجود ناراحتی های قلبی که داشت از طریق تلفن پاسخگوی سوالات علمی و دینی مردم تبریز و دیگر شهرهای کشور بودند و استخاره های ایشان در بین مردم از معروفیت خاصی برخوردار بود.

سرانجام این عالم صدیق و خدمتگزار مکتب جعفری در پی عارضه قلبی در روز پنج شنبه 30 تیر ماه 1390ش برابر با 19 شعبان المعظم 1432ق در تبریز دارفانی را وداع گفت و پیکر پاکش در روز جمعه پس از تشییع شایسته و اقامه نماز میت به امامت آیت الله مجتهد شبستری امام جمعه محترم تبریزدر قبرستان مارالان به خاک سپرده شد. روحش شاد.

 

   01 / 05 / 1390 مصادف با 22 شعبان                                      تهیه و تأ لیف : محمد الوانساز خویی

دل‌ها به آب نه که به آب‌آورش خوش است

در چشم باد, لاله گل  پرپرش خوش است
خورشید, روز واقعه خاکسترش خوش است


 

از باغ‌ها شنیده‌ام این را که عطر یاس
گاهی نه پشت پنجره, لای درَش خوش است


 

دریا همیشه حاصل امواج کوچک است
یعنی علی به بودن با اصغرش خوش است


 

در راه عشق دل نه فقط سر سپرده‌ باش!
حتا حسین پیش خدا بی‌سرش خوش است


 

جایی که ماه همسفر آب می‌شود
دل‌ها به آب نه که به آب‌آورش خوش است


 

جایی که پیش‌مرگ پدر می‌شود پسر
اولاد هم نبیره‌ی پیغمبرش خوش است


 

عالم شبیه آن لب و دندان ندیده‌است
لبخند هم میانه‌ی تشت زرَش خوش است!


 

این خون سرخ اوست که تاریخ زنده‌ است
این شاهنامه نیست ولی آخرش خوش است:


 

اندوه سال‌های پسر را گریستن
سر بر سپید پیرهن مادرش خوش است


 

از ماه‌های سال, محرّم که محشر است!
از «روز»های سال ولی «محشر»ش خوش است

 

محرم....امام حسین و علی اکبر

 

امشب شهادت نامه ی عشاق امضا می شود
فردا ز خون عاشقان، این دشت دریا می شود

امشب کنار یکدگر، بنشسته آل مصطفی       
فردا پریشان جمعشان، چون قلب زهرا می شود

امشب بود بر پا اگر، این خیمه ی خون خدا      
فردا به دست دشمنان، بر کنده از جا میشود

امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی      
فردا صدای الامان، زین دشت بر پا می شود

امشب کنار مادرش، لب تشنه اصغر خفته است      
فردا خدایا بسترش، آغوش صحرا می شود

امشب که جمع کودکان، در خواب ناز آسوده اند      
فردا به زیر خار ها، گم گشته پیدا می شود

امشب رقیه حلقه ی زرین اگر دارد به گوش      
فردا دریغ این گوشوار از گوش او وا می شود

امشب به خیل تشنگان، عباس باشد پاسبان      
فردا کنار علقمه، بی دست، سقا می شود

امشب که قاسم زینت گلزار آل مصطفی ست     
فردا ز مرکب سرنگون، این سرو رعنا می شود

امشب بود جای علی، آغوش گرم مادرش     
فردا چو گل ها پیکرش، پا مال اعدا می شود

امشب گرفته در میان، اصحاب، ثار الله را      
فردا عزیز فاطمه، بی یار و تنها می شود

امشب به دست شاه دین، باشد سلیمانی نگین      
فردا به دست ساربان، این حلقه یغما می شود

امشب سر سر خدا، بر دامن زینب بود     
فردا انیس خولی و دیر نصاری می شود

ترسم زمین و آسمان، زیر و زبر گردد حسان     
فردا اسارت نامه ی زینب چو اجرا می شود

حبیب الله چایچیان (حسان)



ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد
بعثت پیامبر اعظم اسلام بر پیروان حقیقیش تهنیت باد

@@@@@@@@
تو اکنون شهر علم و اجتهادی
تو رب النوع شمشیر و جهادی

تو خورشیدی شدی در گوشه غار
بر نور تو شد خورشید و مه تار

بتاب و روشنی بخش جهان باش
مهین پیغمبر آخر زمان باش

عید پیامبری رسول خدا مبارک

دليل خلق زمين و زمان معين شد

شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها

شنيده مي‌شود از آسمان صدايي كه ...
كشيده شعر مرا باز هم به جايي كه ...
نبوده هيچ‌كسي جز خدا، خدايي كه ...
نوشت نام تو را، نام آشنايي كه ...

پس از نوشتن آن آسمان تبسم كرد
و از شنيدنش افلاك دست و پا گم كرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الكن شد
نوشت فاطمه، هفت آسمان مزين شد
نوشت فاطمه، تكليف نور روشن شد
دليل خلق زمين و زمان معين شد

نوشت فاطمه يعني خدا غزل گفته است
غزل ـ قصيده نابي كه در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعريف ديگري دارد
ز درك خاك مقام فراتري دارد
خوشا به حال پيمبر! چه مادري دارد!
درون خانه بهشت معطري دارد

پدر هميشه كنارت حضور گرمي داشت
براي وصف تو از عرش واژه بر مي‌داشت

چراكه روي زمين واژه وزيني نيست
و شأن وصف تو اوصاف اينچنيني نيست
و جاي صحبت اين شاعر زميني نيست
و شعر گفتن ما غير شرمگيني نيست

خدا فراتر از اين واژه‌ها كشيده تو را
گمان كنم كه تو را، اصلاً آفريده تو را

كه گرد چادر تو آسمان طواف كند
و زير سايه آن كعبه اعتكاف كند
ملك ببيند و آنگاه اعتراف كند
كه اين شكوه جهان را پر از عفاف كند

كتاب زندگي‌ات را مرور بايد كرد
مرور كوثر و تطهير و نور بايد كرد

در آن زمان كه دل از روزگار دلخور بود
و وصف مردمش الهيكم التكاثر بود
درون خانه تو نان فقر آجر بود
شبيه شعب ابي‌طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برايت آماده است
حصير خانه مولا به پايت افتاده است

به حكم عرش بنا شد در آسمان علي
علي از آن تو باشد تو هم از آن علي
چه عاشقانه همه عمر مهربان علي!
به نان خشك علي ساختي، به نان علي

از آسمان نگاهت ستاره مي‌خواهم
اگر اجازه دهي با اشاره مي‌خواهم

به ياد آن دل از شهر خسته بنويسم
كنار شعر دو ركعت نشسته بنويسم
شكسته آمده‌ام تا شكسته بنويسم
و پيش چشم تو با دست بسته بنويسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
و مادري كن و اين بار هم اجازه بده

به افتخار بگوييم از تبار توايم
هنوز هم كه هنوز است بي‌قرار توايم
اگرچه ما همه در حسرت مزار توايم
كنار حضرت معصومه در كنار توايم

فضاي سينه پر از عشق بي‌كرانه توست
«كرم نما و فرود آ كه خانه، خانه توست»

نامه ی تاریخی حضرت امام (ره) به  گورباچف

 امام خمینی

انگار نه انگار که وزیر خارجه ی یک ابر قدرت در مقابلش نشسته بود.خیلی آرام و با وقار در اتاق خانه اش در جماران نشسته و با ملحفه ای راه راه  بر روی پاهایش! شوارد نادزه دارد صحبت میکند که امام صحبتش را قطع میکند و میگوید"ان‌شاء الله سلامت باشند، ولی به ایشان بگویید كه من می‌خواستم جلوی شما یك فضای بزرگتر باز كنم. من می‌خواستم دریچه‌ای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ كه دنیای جاوید است را برای آقای گورباچف باز نمایم و محور اصلی پیام من آن بود. امیدوارم بار دیگر ایشان در این زمینه تلاش نمایند" سپس بدون توجه به وزیر خارجه ی شوروی که شگفت زده و مبحوت مانده بلند میشود و دستش را پشتش میگیرد وبدون اینکه با او دست بدهد از اتاق خارج میشود! شوارد نادزه که بعد از دو ماه از پیام تاریخی امام در تاریخ 11/10/67 به تهران آمده بود تا پاسخ گورباچوف را به امام بدهد با انبوهی  از سوالات به شوروی بازگشت.پیامی که قبل از انتشار آن همه فکر میکردند ایران میخواهد از شوروی برای بازسازی کشور کمک بگیرد و یا از شوروی درخواست اسلحه برای تقویت ارتش کند اما انتشار نامه همه را شگفت زده کرد.همه ی گمانه زنی ها اشتباه از آب در آمد.امام  نه تنها درخواست کمک نکرده بود بلکه در آن پیام به صراحت اعلام کرد که" از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد " و گذر تاریخ این را به اثبات رساند و گورباچوف 10 سال بعد ،از این که به نامه ی امام اعتنا نکرده بود ابراز پشیمانی کرد و گفت " اگر ما پیشگویی های آیت ‌الله خمینی را در آن پیام جدی می‌ گرفتیم امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی نبودیم."

باز خوانی پیام تاریخی پیر جماران به گورباچوف در سالگرد نوشته شدن آن خالی از لطف نیست:

" جناب آقای گورباچف، باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست. همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن‌بست کشیده و یا خواهند کشید. مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است."

                  **********

" جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد؛ چرا که مارکسیسم جواب گوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛ چرا که مکتبی است مادی، و با مادیت نمی‌توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، که اساسی‌ ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد"

                  **********

" حضرت آقای گورباچف، ممکن است شما اثباتاً در بعضی جهات به مارکسیسم پشت نکرده‌ باشید و از این پس هم در مصاحبه‌ها اعتقاد کامل خودتان را به آن ابراز کنید؛ ولی خود می‌دانید که ثبوتاً این‌گونه نیست. رهبر چین، اولین ضربه را به کمونیسم زد؛ و شما دومین و علی‌ الظاهر آخرین ضربه را بر پیکر آن نواختید. امروز دیگر چیزی به نام کمونیسم در جهان نداریم. ولی از شما جداً می‌خواهم که در شکستن دیوارهای خیالات مارکسیسم، گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ نشوید"

                  **********

" امروز دیگر دولتهای همسو با شما که دلشان برای وطن و مردمشان می‌تپد هرگز حاضر نخواهند شد بیش از این منابع زیرزمینی و رو زمینی کشورشان را برای اثبات موفقیت کمونیسم، که صدای شکستن استخوان‌هایش هم به گوش فرزندانشان رسیده است، مصرف کنند."

                  **********

" از شما می‌خواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص کنید. و این نه به خاطر نیاز اسلام و مسلمین به شما، که به جهت ارزشهای والا و جهان شمول اسلام است که می‌تواند وسیله راحتی و نجات همه ملتها باشد و گره مشکلات اساسی بشریت را باز نماید."

                  **********

" در خاتمه صریحاً اعلام می‌ کنم که جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین و قدرتمند ترین پایگاه جهان اسلام به راحتی می ‌‌تواند خلأ اعتقادی نظام شما را پر نماید و در هر صورت، کشور ما هم چون گذشته به حسن‌ همجواری روابط متقابل معتقد است و آن را محترم می‌شمارد."

هديه ناقابل ضد سوزش

هدیه ای ناقابل برای عزیزانی که از راهپیمایی عاشورائیان ناراحت شدند و سوزش و خارش دارند.

پماد سوختگی برای مخالفان محترم

نهضت حسینى و رسالت مبلّغان دینى

نهضت حسینى و رسالت مبلّغان دینى

عبدالرحیم موگِهى محقق و نویسنده

امام صادق(علیه السلام)
حَدیثٌ تَدریهِ خَیرٌ مِن أَلفِ حَدیثٍ تَرویهِ... ؛
[1]
به فهم یک سخن دست یازى؛ بهتر از آن است که به نقل هزارسخن‏پردازى.
پژوهش‏نماى وبترس ازکمین‏سخن هرچه باشد به‏ژرفى ببین
مقدمه
بر مبلّغان دینى پوشیده نیست که نهضت حسینى و تاریخ کربلا یک فرهنگ‏است و از پشتوانه فرهنگى نیز برخوردار است. از سوى دیگر، هر فرهنگى‏که به وجود مى‏آید و شکل مى‏گیرد، حتى اگر در روزهاى آغازینِ طلوع خودهمچون آینه پاک باشد، ممکن است گرد و غبارِ مرور زمان بر آن نشیند و آینه‏پاکِ اولیه‏اش را تار کند. نهضت حسینى و فرهنگ عاشورا نیز که حدودچهارده قرن از طلوع آن مى‏گذرد، از این قاعده مستثنا نبوده و در طول زمان وتاریخ، دچار آسیب‏ها و تحریفات و ابهاماتى شده است.
یکى از رسالت‏هاى مهم مبلّغان دینى این است که فرهنگ عاشورا ونهضت حسینى را آسیب‏شناسى (Pathology) کنند و غبار ابهامات وتحریفاتِ به وجود آمده در آن را از چهره زیباى این فرهنگِ ژرف و شگرف‏بزُدایند.
با توجه به آن چه گفته شد، مبلّغان دینى باید سه رسالت و وظیفه علمى -پژوهشى را در متون و اخبارِ رسیده از تاریخ کربلا، سرلوحه تبلیغات خودقرار دهند:
مرحله اول: تهذیب و پالایش؛
مرحله دوم: تصحیح و ویرایش؛
مرحله سوم: تحلیل و پردازش.
گفتنى است هر دانشور و پژوهشگرى که از دانش و اندیشه‏اى آگاهى‏مى‏یابد، در مرحله نخست (تهذیب و پالایش) باید از اصالت ومأخذ و انتساب آن مطمئن شود. فى المثل بسیارى بر این باورند که بیتِ »مازنده به آنیم که آرام نگیریم / موجیم که آسودگى ما عدم ماست« از اقبال‏لاهورى است، در حالى که این سروده از کلیم کاشانى است و از اقبال‏لاهورى نیست.
در مرحله دوم (تصحیح و ویرایش) باید به صحت و درستى‏متن آن دانش و اندیشه پى‏ببرد. مثلاً پس از آن که معلوم شد که سروده پیشین‏از کلیم کاشانى است، باید بداند آیا متن آن نیز به همین صورتى است که درذهن‏ها و بر زبان‏هاست؟ باز در این مرحله، هنگامى که به دیوان کلیم کاشانى‏مراجعه مى‏کند، متوجه مى‏شود که این بیت در ترجیع‏بندى به نام ساقى‏نامه وبدین‏گونه - بر عکس بودنِ مصراع‏هاى آن بیت - است:
مستیم و عنان دلِ خودکام نگیریم
تا جام بُوَد، عبرت از ایام نگیریم...
موجیم که آسودگى ما عدم ماست
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
[2]
در مرحله سوم (تحلیل و پردازش) باید به تبیین و تشریح این‏سروده پردازد و حتى به این نکته اشاره کند که چرا انتساب این شعر به اقبال‏لاهورى شهرت یافته است، نه به شاعر دیگرى؟
آن‏گاه به این پاسخ دست مى‏یابد که اقبال لاهورى در اشعار خویش به‏لزوم تحرک و پویایى مسلمانان و با استفاده از کلماتى مانند موج، دریا و رفتن‏تأکید فراوان داشته است که دو نمونه از آن‏ها ذکر مى‏شود:
ساحل افتاده گفت گر چه بسى زیستم
هیچ نه معلوم شد، آه که من چیستم
موجِ ز خود رفته‏اى تیز خرامید و گفت
هستم اگر مى‏روم، گر نروم نیستم

میارا بزم بر ساحل که آن جا
نواى زندگانى، نرم‏خیز است
به دریا غَلْت و با موجش درآویز
حیات جاودان اندر ستیز است

ادامه نوشته

عید غدیر ، عید اقیانوس صفا و محبت بر عاشقان مبارک باد

 

عید غدیر ، عید اقیانوس صفا و محبت بر عاشقان مبارک باد

 



خم غدير و ساقى صهباى احمد است ----- بزم سرور و عيد احباى احمد است

شور عظيم تاجگذارى مرتضى است ----- روز ظهور آيت كبراى احمد است

فرمان رسيده از طرف ذات كبريا ----- بعد از نبى ، على است كه بر جاى احمد است

يعنى يكى است امر نبى و وصى او ----- احكام مرتضى همه فتواى احمد است

در پرده گفت آنچه خدا گفت از على ----- امروز روز جلوه معناى احمد است

دهها هزار زاير حق كرده ازدحام ----- مرآت حق نما قد و بالاى احمد است

صحراست پر خروش و گدازنده آفتاب ----- يا رب مگر قيامت دنياى احمد است

طاها به روى منبر و حيدر كنار اوست ----- امروز يك نمونه ز فرداى احمد است

معراج مرتضى است كه همدوش مصطفى است ----- دست على به دست تواناى احمداست

حال عبادت است حسان در نشاط ما ----- فرمان اين سرور به امضاى احمداست

حبيب اللّه چايچيان (حسان) ت:1302 ه .ش)

میلاد امام رئوف ضامن آهو امام رضا8/8/88


حضرت امام رضا علیه السلام در مورد توجّه به عیوب خویشتن، این شعر را خواندند :


لبسنا للـخداع مسـوک طیـب *** فویـل للغـریـب اذا اتانا
یعیب الناس کلـهـم زمـانا *** و مـا لزماننـا عیب سـوانا
نعیب زماننا و العیب فینا *** ولـو نطق الزمان بناهجانا
وان الذئب یتـرک لحم ذئـب *** ویاکـل بعضنا بعضـا عیانا
 
 

ترجمه:
همه مردم در صدد عیب‌جویی از زمانه هستند، ولی زمانه عیبی ندارد جز خود ما.
ما از زمانه عیب می‌گیریم، و حال آنکه عیب در ماست، و اگر زمان به سخن بیاید از ما بدگویی خواهد کرد.
هیچ گرگی گوشت گرگ دیگر را نمی‌خورد، اما بعضی از ما گوشت بعضی دیگر را آشکارا و بی‌پرده می‌خوریم.
آری، ما از خود، ظاهری دلفریب و خوش‌آیند می‌سازیم؛ پس وای بر غریبه‌ای که به سوی ما بیاید.


منابع:
بحارالانوار، ج 49، ص 111، ح 8. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 177.
 
نشانه موى پیامبر(ص)

مردى از نوادگان انصار خدمت امام رضا(ع) رسید. جعبه‏اى نقره‏اى رنگ به امام داد و گفت :

«آقا! هدیه‏اى برایتان آورده‏ام كه مانند آن را هیچ كس نیاورده است». بعد در جعبه را باز كرد و چند رشته مو از آن بیرون آورد و گفت: «این هفت رشته مو از پیامبر اكرم(ص) است. كه از اجدادم به من رسیده است». حضرت رضا(ع) دست بردند و چهار رشته مو از هفت رشته را جدا كردند و فرمود: «فقط این چهار رشته، از موهاى پیامبر است».

مرد با تعجب و كمى دلخورى به امام نگاه كرد و چیزى نگفت. امام كه فهمید مرد ناراحت شده است، آن سه رشته مو را روى آتش گرفت. هر سه رشته سوخت، اما به محض این كه چهار رشته موى پیامبر(ص) روى آتش قرار گرفت شروع به درخشیدن كرد و برقشان چهره مرد عرب را روشن كرد.
ادامه نوشته

کاش من هم بچه قم بودم

 


حرم حضرت معصومه عليهاالسلام

 

قم قبل از اسلام به صورت چند قلعه بوده که عده‏ای زرتشتی و یهودی در آن زندگی می‏کردند. بعد از اسلام با آمدن اشعری‏ها (که اصالتا شیعه و یمنی تبار بوده‏اند)، کم کم این سرزمین توسعه یافت. در اوائل قرن اول و در سال 23 هجری شهر قم توسط لشکر اسلام فتح گردید و رفت و آمد مسلمانان عرب به قم آغاز شد. نخستین کسانی که از اشعری‏ها به قم آمدند عبدالله بن سعد و عبدالله احوص و عبدالرحمن و اسحاق از فرزندان سعد بن مالک بن عامر اشعری بودند و به این ترتیب ارتباط شیعیان خالص علوی با قم برقرار شده و مامن شیعیان گردید. از آن زمان مردم قم به مذهب اهل بیت علیهم السلام علاقه خاصی پیدا کرده و به همین جهت مورد سختگیری و بی مهری خلفای حاکم و ستمگر عصر خود بودند.

شهر قم قبل از ورود حضرت معصومه علیها السلام از آبادانی ظاهری بی بهره بود و اهالی شیعی مذهب آن در اثر بی‏توجهی حاکمان مورد آزار و اذیت‏بودند، اما از لحاظ ایمان و اعتقاد مذهبی، این شهر بهترین فضای معنوی را داشته و زمینه پذیرش اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و یاران با وفای آنان در این منطقه کاملا فراهم بود.1

به همین جهت امامان معصوم علیهم السلام در مناسبت‏های مختلف، شهر قم و اهالی آن را مورد عنایت قرار داده و عبارات زیبایی را که حاکی از علاقه‏مندی آن بزرگواران به این خطه ایران بود، بیان می‏کردند. حتی گاهی ائمه اطهار با فرستادن تحفه‏ها و هدایا اهل قم را مفتخر می‏ساختند. از جمله می‏توان به ابی جریر زکریا بن ادریس و زکریا بن آدم و عیسی بن عبدالله و چند نفر دیگر اشاره نمود که به افتخار اخذ هدایای ارزشمندی همچون انگشتری و جامه و کفن از دست مبارک ائمه هدی علیهم السلام نائل شدند. 2

به نظر می‏رسد تعداد اخبار و احادیثی که در مورد شهر قم از ائمه اطهار علیهم السلام روایت‏شده است درباره هیچ یک از شهرهای ایران روایت نشده است. مرحوم شیخ حسین مفلس در کتاب «تحفة الفاطمیین‏» چهل حدیث در باره قم نقل کرده است.3

شهر قم قبل از ورود حضرت معصومه علیها السلام از آبادانی ظاهری بی بهره بود و اهالی شیعی مذهب آن در اثر بی‏توجهی حاکمان مورد آزار و اذیت‏بودند، اما از لحاظ ایمان و اعتقاد مذهبی، این شهر بهترین فضای معنوی را داشته و زمینه پذیرش اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و یاران با وفای آنان در این منطقه کاملا فراهم بود.

در کتاب‏های معتبر شیعی همچون بحارالانوار; سفینة البحار و مستدرک سفینة البحار و... در این رابطه روایات جامع و قابل توجهی نقل شده است. برای آشنایی بیشتر به برخی از این روایات اشاره می‏کنیم:

 

1- سلام بر اهل قم

امام صادق علیه السلام روزی با اشاره به عیسی بن عبدالله قمی فرمود: «سلام بر مردم قم! خداوند شهرهای آنان را با

حضرت معصومه عليهاالسلام

باران سیراب کند و برکت‏ها را بر آنان نازل کند و بدی‏های آنان را به خوبی مبدل گرداند. آن‏ها اهل رکوع و سجود و قیام و قعودند. آنان فقیه و دانشمند و اهل درک حقایق و روایت و عبادت نیکو هستند».4

 

2- راهی به سوی بهشت

صفوان بن یحیی کوفی معروف به بیاع سابری از نزدیکترین و مطمئن‏ترین یاران امام رضا علیه السلام می‏گوید: روزی در حضور امام رضا علیه السلام نشسته بودم که از شهر قم و اهالی آن سخن به میان آمد و اینکه آنان در زمان ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام به سوی آن بزرگوار میل خواهند کرد. در این لحظه امام هشتم علیه السلام به اهل قم درود فرستاده و فرمود: «رضی الله عنهم، ثم قال: ان للجنة ثمانیة ابواب و واحد منها لاهل قم; و هم خیار شیعتنا من بین سائر البلاد، خمر الله تعالی ولایتنا فی طینتهم;5 خداوند از آنان خشنود باشد، سپس فرمود: همانا بهشت دارای هشت در است که یکی از آن درها مخصوص مردم قم است. آنان شیعیان برگزیده ما در میان سایر شهرها هستند. خداوند ولایت و محبت ما [اهل بیت] را با طینت آنان عجین کرده است.»

 

3- پایگاه یاران مهدی علیه السلام

عفان بصری می‏گوید: روزی امام صادق علیه السلام به من فرمود: «اتدری لم سمی قم؟ قلت: الله و رسوله و انت اعلم. قال: انما سمی قم لان اهله یجتمعون مع قائم آل محمد - صلوات الله علیه - و یقومون معه و یستقیمون علیه و ینصرونه; آیا می‏دانی چرا شهر قم را «قم‏» نامیده‏اند؟ عرض کردم: خدا و پیغمبرش و شما آگاهترید. امام علیه السلام فرمود: قم نامیده شده است‏برای اینکه اهل آن با قائم آل محمد صلی الله علیه و آله همراه می‏شوند و با او قیام نموده و بر او استقامت می‏ورزند و او را یاری می‏رسانند.»6

در این روایت نقش مردم قم و ساکنین این شهر مقدس در حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام مشخص شده است. با توجه به این حدیث، اهالی قم به ویژه دانایان و آگاهان آن، وظیفه‏ای مهم‏تر و مسؤولیت‏سنگین‏تری نسبت‏به سایر شهرهای ایران به دوش می‏کشند و این حقیقت، تلاش آنان را در زمینه‏سازی برای حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام بیشتر از سایر سرزمین‏ها می‏طلبد.

سلام بر مردم قم! خداوند شهرهای آنان را با باران سیراب کند و برکت‏ها را بر آنان نازل کند و بدی‏های آنان را به خوبی مبدل گرداند. آن‏ها اهل رکوع و سجود و قیام و قعودند. آنان فقیه و دانشمند و اهل درک حقایق و روایت و عبادت نیکو هستند.

4- شهر قم در قرآن و وعده پیروزی بر اسرائیل

پیشوای ششم روزی با یاران خود نشسته و قرآن تلاوت می‏کرد تا به این آیه رسید: «فاذا جاء وعد اولیهما بعثنا علیکم عبادا لنا اولی باس شدید فجاسوا خلال الدیار و کان وعدا مفعولا»7 ; «[ای بنی اسرائیل! ] پس هنگامی که وعده [تحقق] نخستین آن دو فرا رسد، بندگانی از خود را که سخت نیرومندند بر شما می‏گماریم; تا میان خانه‏ها [یتان] به جست و جو در آیند، و این تهدید تحقق یافتنی است.»

یاران امام در این لحظه پرسیدند: «جعلنا فداک من هؤلاء؟ فقال: ثلاث مرات، هم والله اهل قم 8 ; جانمان به فدای تو، این گروه چه کسانی هستند؟ امام صادق علیه السلام سه بار فرمود: به خدا سوگند! آنان اهل قم هستند.»

ضريح حرم حضرت معصومه عليهاالسلام

5- پناهگاه فرزندان حضرت زهرا علیها السلام

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: «اذا اصابتکم بلیة و عناء فعلیکم بقم فانه ماوی الفاطمیین 9 ; هرگاه [در تنگناهای زندگی قرار گرفتید و] بلاها و مصیبت‏ها به شما روی آورد، به سوی قم بروید; چون آنجا پناهگاه فرزندان فاطمه علیها السلام است.»

چنانکه اشاره شد، روایات متعددی از ائمه اطهار علیهم السلام در تجلیل و تقدیر از قم و اهل آن وارد شده است و در آن‏ها، شهر قم با القاب و عناوین ویژه‏ای مورد تجلیل قرار گرفته است، از جمله آن‏ها نام‏های زیر می‏باشد: قم (شهر قیام)، حرم اهل بیت، شهر امن و امان، مرکز یاران ائمه، قطعه‏ای از بیت المقدس، کانون شیعیان، آسایشگاه انسان‏های با ایمان، مجمع انصار المهدی علیه السلام، سرزمین مقدس، پرتگاه و محل سقوط ستمگران و گردنکشان، منبع علم و فضیلت و تقوی، سالم‏ترین شهرها و غیره.

 

6- اگر مردم قم...

با این همه فضائل و مناقب که در مورد شهر قم و ساکنان آن در سیره و سخن اهل بیت علیهم السلام وارد شده است، باید توجه داشت که این‏ها مشروط به تداوم ایمان و اعتقاد به ارزش‏های اسلامی و ادامه راه اهل بیت علیهم السلام توسط مردم قم می‏باشد و گرنه اگر کسی خیال کند که چون قمی هست و یا اینکه در شهر قم زندگی می‏کند و بدون عمل، مشمول این رحمت و برکات الهی خواهد شد، به خیالی باطل و پنداری بی‏پایه و سست دچار شده است; چرا که امام صادق علیه السلام فرمود: «تربة قم مقدسة و اهلها منا و نحن منهم، لا یریدهم جبار بسوء الا عجلت عقوبته; ما لم یخونوا اخوانهم (و ما لم یحولوا احوالهم)، فاذا فعلوا ذلک سلط الله علیهم جبابرة سوء! ; خاک قم مقدس است و ساکنان آن از ما اهل بیت هستند و ما هم از آن‏هائیم، هیچ حاکم [گردنکش و] ستمگری به آن‏ها قصد سوء نمی‏کند مگر اینکه خداوند در عذاب او تعجیل می‏فرماید. البته به شرط آنکه [اهل قم] به برادران خود خیانت نکنند (و احوال خود را تغییر ندهند)، زیرا در آن صورت خداوند متعال ستمگران بیدادگر را بر آنان مسلط خواهد کرد.»

حسین عسگری


1) تاریخچه قم، ص‏16.

2) تاریخ مذهبی قم، ص‏92.

3) همان.

4) بحارالانوار، ج‏57، ص‏217; مستدرک سفینة البحار، ج‏8، ص‏598.

5) بحار الانوار، ج 57، ص 216.

6) بحارالانوار، ج 57، ص 216 و معجم احادیث المهدی علیه السلام، ج 3، ص 474.

7) اسراء/ 5.

8) بحارالانوار، ج‏57، ص‏216.

9) همان، ص‏215.

10) ماهنامه کوثر، ش‏9، ص‏73 و 74 با اختصار

عید سعید فطر مبارک باد

اس ام اس عید فطر 4uw5346.gif

 عطر دل‏انگیز ایمان در دل‏ها به مشام می‏رسد. گلبوته‏های صبر و مبارزه با نفس در جان‏ها شکفته می‏شود. روز عید فطر همه چیز رنگ و بوی خدایی دارد. هر چه اعمال نیک، تقوا و پرهیزکاری انسان بیشتر باشد، در روز عید به خدا نزدیک‏تر و عطر و بوی عید برای او دلپذیرتر است. عید فطر زمان شکفتن گل‏های ایمان در دل و جان انسان است. تحفه خداوند به مؤمنانی است که با سلاخ روزه به غبارروبی خانه دل پرداخته‏اند. آنان که پلیدی را از جان خود بیرون رانده‏اند و به جای آن اخلاص و ایمان را جایگزین کرده‏اند.

آری عید سعید فطر روز تولد دوباره انسان است

4uw5346.gif

گل گل گل

امروز، عید فطر است و پرنده‏ترین روز. امروز، روز تولدی دیگر است

4ut27ap.gif4ut27ap.gif4ut27ap.gif4ut27ap.gif

4uw5346.gif

4uw5346.gif

ادامه نوشته

میلاد تنها گل وگلستان جهان حضرت امام زمان روحی فدا مبارک

والپیپر نیمه شعبان - والپیپر حضرت مهدی - والپیپر امام زمان - والپیپر مذهبی

 آن زمان، هردل فقط یک بارعاشق می شود!


گل گل گل


هردلی یک بار عاشق می شود!  

 

عاقبت یک روز مغرب محومشرق می شود

 

عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود


saleala.gif

اللهم عجّل لولیک الفرج


ادامه نوشته

فضائل حضرت علي اكبر علیه السلام

فضائل حضرت علي اكبر علیه السلام



الف: شباهت او به پيامبر اكرم(ص)
اين جوان خوش سيما در طلاقت زبان و زيبائي صورت و سيرت و خلقت اشبه مردم به رسول خدا(ص) بود، كه جامع همه كمالات و صفات حسنه و اخلاق نيكو مي باشد. نعمت هاي خداوند بي شمار است «‌و اگر نعمتهاي خدا را بشماريد، آنها را شماره نتوانيد كرد».(1) مع ذلك قرآن نعمتهاي دنيوي را كوچك شمرده كه «بگو بهره مندي از اين دنيا اندك است».(2) و ليكن دربارۀ اخلاق پيامبر(ص) ميفرمايد: «همانا تو داراي اخلاق عظيم و برجسته اي هستي».(3)
و حضرت علي اكبر(ع) در جمع صفات و اخلاق چون حضرت محمّد(ص) بود.
ادامه نوشته

بین همه عشقای دنیا عشق است ابوالفضل   



 

گل

بوی عطر دلکش یاس آمده


شیعیان میلاد عباس آمده  


گل
ادامه نوشته

تسلیت سالروز وفات عقیله بنی هاشم

۱۵ رجب سالروز وفات جانسوز پیام آور عاشورا و پرستار

کربلا ، عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری(سلام الله

علیها) بر مسلمین جهان تسلیت باد



گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی: با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید!

گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش: عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید!

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن: در بیابان بلا تصویری از سقا کشید!

گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم: گریه کرد آهی کشیدو زینب کبری کشید

با شکوه ترین نماز جمعه بعد از انتخابات غرور آفرین

عظيم‌ترين نماز جمعه تاريخ انقلاب به امامت حضرت آيت الله خامنه اي در تهران

مقام معظم رهبری: به زورآزمایی های خیابانی پایان دهید

زور آزمایی خیابانی بعد از انتخابات کار درستی نیست ، من از همه می خواهم به این روش خاتمه دهند و اگر خاتمه ندهند مسوولیت تبعات ، به عهده آنهاست...در طول بعد از انقلاب هم هیچ موردی را سراغ نداریم که آقای هاشمی اندوخته ای از انقلاب داشته باشد...مشکل دشمنان ایران این است که ملت ایران را هنوز نشناخته اند. فکر کردند اینجا گرجستان است که انقلاب مخملی راه بیندازند.

ادامه نوشته

بهترین مادر روی زمین یتیمی برای ما زود است

بهترین مادر روی زمین, یتیمی برای ما زود است

مادر نمير! مردن براى تو زود است و يتيمى براى ما زودتر.

ما هنوز كوچكيم، از آب و گل در نيامده‌ايم. هنوز سرهايمان طاقت گرد يتيمى ندارد.

نهال تا وقتى كه نهال است احتياج به گلخانه و باغبان دارد، تاب سوز و سرما و باد و طوفان را نمي‌آرد، و ما از نهال كوچكتريم و از غنچه ظريف‌تر.

اما نه، نمان براى محافظت از ما، نمان براى اينكه از ما مراقبت كنى.

تو خود اكنون نياز به تيمار دارى. بمان براى اينكه ما تو را بر روى چشمهاى خود مداوا كنيم.

تو اكنون به كشتى نجات طوفان زده‌اى مي‌مانى كه به سنگ كينة جهال غريق، شكسته‌اى و پهلو گرفته‌اى.

بمان براى اينكه ما بي‌مادر نباشيم. بمان براى اينكه ما مادرى چون تو داشته باشيم.



مي‌دانم كه خسته‌اى، مي‌دانم كه مصيبت بسيار ديده‌اى، زجر بسيار كشيده‌اى، غم، بسيار خورده‌اى و

مي‌دانم كه به رفتن مشتاق‌ترى تا ماندن و به آنجا دلبسته‌ترى تا اينجا.

اما تو خورشيدى مادر! بمان! به خفاشان نگاه نكن، اين كورى مسرى و مزمن دلت را مكدر نكند، تو بخاطر

 همين چند چشم كه آفتاب را مي‌فهمند بمان.

ادامه نوشته

موت اختیاری ایت الله بهجت

 


امروز ایران اسلامی و جهان اسلام وبلکه عالم خلقت یکی از ارکان و اوتاد خود را از دست داد.
مرحوم آیت الله العظمی محمد تقی بهجت مردی که هیچگاه چشمان آسمان پیمایش بر فیض سحر بسته نماند و از لبان مبارکش جز کلام وحی و سخنان معصومین واولیاء خدا نتراوید" به اختیار خود !"چشم بر جهان فروبست.زمان دردانه خود را ازدست داد و زمین گوهری یکدانه را در برکشید.

مردی که امام عظیم الشان که خود در مدارج عرفانی از قلّه نشینان بود در مورد او به فرزند شهیدشان حاج آقا مصطفی(ره) فرموده بودند:"ایشان دارای موت اختیاری هستند.......

ادامه نوشته

روز معلم مبارک (مطلب شعر وکارت پستال های زیبا)

استاد مطهری عاشقانه ترین

وپاکترین الگوی معلمی است

پس با نامش روز تو را ای عاشقانه

ترین وپاکترین انسان گرامی می داریم

مي توان در سايه آموختن

گنج عشق جاودان اندوختن

اول از استاد، ياد آموختيم

 پس، سويداي سواد آموختيم

از پدر گر قالب تن يافتيم

از معلم جان روشن يافتيم

 اي معلم چون کنم توصيف تو

چون خدا مشکل توان تعريف تو

 اي تو کشتي نجات روح ما

 اي به طوفان جهالت نوح ما

يک پدر بخشنده آب و گل است

يک پدر روشنگر جان و دل است

 ليک اگر پرسي کدامين برترين

آنکه دين آموزد و علم يقين

 استاد سید محمدحسين شهريار

 

 .

 

کارت پستال های زیبا مخصوص روز معلم

در ادامه مطلب 

 

ادامه نوشته